احكامش ، مخصوصِ اوّلين نماز است .
مسألهى 157 - اگر در سه نوبت نماز سه استحاضهى مختلف رخ دهد بايد براى هر يك حكم ويژهاش مراعات گردد ، و بالاخره احكام خصوصى هر استحاضهاى مخصوص بهنمازى است كه بهجاى مىآورد .
مسألهى 158 - دليلى بر حرمت مجامعت با مستحاضه و ورودش بدون وضو و غسل در مساجد و حرمت خواندن آيات سجده نداريم ، و همين خود دليلى بر جواز اينها است .
حيض
مسألهى 159 - خون حيض خونى است كه معمولًا در هر ماه چند روزى از مجراى تناسلى زن بيرون مىريزد ، و در بيشتر اوقات غليظ ، گرم ، سرخ يا كبود و با فشار و كمى سوزش است ، و زمانش پس از بلوغ و پيش از سن يأس است .
مسألهى 160 - دخترى كه شك دارد بهحد بلوغ رسيده يا نه و زنى كه نمىداند يائسه شده يا نه اگر خونى كه مشخصات حيض را دارد ببيند هر دو محكوم بهحيض مىباشند ، و همين خون معمولًا علامت بالغ بودن دختر و يائسه نبودن زن است .
كمترين زمان حيض سه روز و بيشترينش ده تا هيجده روز است . و ظاهراً متصل بودن روزهاى حيض شرط نيست « 1 » كه اگر بههنگام مقرر حيض خونى بيرون آمد گرچه از پى هم نباشد محكوم بهحيض است ، گرچه اينجا احتياط شديد در جمع ميان
هامش
( 1 ) - در كتاب اصباحالشيعة اين فتوا را بهعنوان « قيل » ، نقل كرده است كه اشاره بهاختلافى بودن اين مسأله مىباشد و در كتابالوسيله ، ابوحمزهى طوسى گويد « روايت شده است » ، علامه در تذكره آن را بهگروه كمى از فقهاى شيعه نسبت داده است مانند شيخ طوسى در نهايه و از معاصرين آقايان سيد احمد خوانسارى و شريعتمدارى و گلپايگانى و ميلانى احتياط واجب مىدانند كه ميان احكام حايض و مستحاضه ، جمع كند و از نظر سيدمحمدكاظم طباطبايى صاحب عروةالوثقى و سيدابوالحسن اصفهانى اتصال عرفى سه روز كافى است .
و هرگز روايتى بر شرط پياپى بودن سه روز نيست ، جز روايت رضوى و تمامى روايات سه روز از اين شرط خالى است