داريم لكن اين دليل نجاست كلى آن را ثابت نمىكند كه نتيجه بگيريم اگر خوردنى يا آشاميدنيى با آن برخوردى مؤثر كند خوردن و يا آشاميدن آن بهدليل اين ممنوعيت ويژه حرام باشد .
و بالاخره هر حرامى نجس مىباشد به اين معناست كه پرهيز از آن واجب است ، چه حرام فكرى و عقيدهاى و اخلاقى باشد ، يا هرگونه حرامى كه برخورد عملى با آن ممنوع اعلام شده باشد .
و همچنين مىبينيم كه قرآن واژه رِجْس ، نَجَس ، رُجز و مانند اينها را در موارد گوناگون ممنوعيت آورده ، كه هر يك از اينها بهحسب حدود دلالت خودش ممنوعيت خصوصى و يا عموميش را مىفهماند .
مثلًا مشاهده مىكنيم در آيهى شريفهى « إنَّما الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا » ( سورهى توبه ، آيهى 28 ) تنها شرك موضوع نجاست قرار گرفته است ، يعنى نجاست معنوى و نه جسمانى ، زيرا روح است كه مشرك مىشود و نه جسم چون جسم هرگز شركبردار نيست .
يا در آياتى كه با واژهى « رِجْس » ممنوعيتى را اعلام مىدارد مىبينيم كه هر كدام ممنوعيت خاصى را در نظر دارند مانند « رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيطانِ » ( سورهى مائده ، آيهى 90 ) كه دربارهى « خمر ، مسير ، أنصاب و أزلام » آمده كه « من عملالشيطان » هرگونه عملى ناروا را نسبت بهاينها رجس و شيطانى خوانده ، و مانند آشاميدن خمر و هرگونه كارى كه بهآشاميدن انجامد همان خوردن و آشاميدن را و مانندشان را دربردارد ، و اين دليل بر آن نيست كه اگر « خمر » با چيز پاكى برخورد كند ، نماز خواندن با آن باطل باشد « 1 » ، چنانكه « مَيْسِر » : قمار ، عملى است نجس و نه آنكه آلات قمار نيز نجس باشند ، و همچنين أنصاب كه بتهاى مخصوصى است كه بر آن ذبح مىكردند ، جسمشان نجس
هامش
( 1 ) - چنانكه در خبر است از حضرت صادق عليه السلام كه لباسى آلودهى بهخمر است ، آيا نماز با اين لباس درست نيست ؟ فرمود : لباس كه مست نمىشود ، نماز در آن درست است . از اين روايت معلوم مىشود كه فقط خوردن خمر حرام است و بس