زنانى كه عرفاً همسان او هستند .
5 - بهرهمند سازى زن ( كه اصطلاحاً متعه گفته مىشود ) يعنى ارزيابى وضعيت مادى مرد و دادن آنچه مناسب با مرد است . پس اگر مرد ، ثروتمند باشد هديهاى گران قيمت به زن مىدهد ( همچون گردنبند طلا يا لباس فاخر ) و اگر وضع متوسطى داشته باشد هديهاى متوسط به زن مىدهد ( همچون دستبند طلا ) و اگر فقير باشد هديهاى ناچيز به او مىدهد ( همچون انگشترى مطلا ) و در اين ميان ، معيار ، عرف است .
6 - اگر دو طرف پس از عقد به مقدار معينى از مهر سازش كنند جايز است .
7 - اگر زن معين كردن مقدار مهر را به مرد واگذارد مرد مىتواند آن گونه كه مىخواهد تصميم بگيرد ، چه كم يا زياد ، به شرط آن كه بامقصود زن در واگذارى ، تناسب عرفى داشته باشد ، و بهتر آن است كه ( مهر السُنّة ) يا ( مهر المثل ) مقرر گردد .
8 - اگر مرد ، معين نمودن مقدار مهر را به زن واگذارد ، زن مىتواند در حدود مهر امثال خود ، آن را مقرر كند . فقها مىگويند : مقدار مهرى كه زن مقرر مىكند نبايد از ( مهر السُنّة 500 درهم ) تجاوز كند .
و اين نظر ، موافق احتياط است .
9 - اگر زن شرط كند كه مرد ، ديگر ازدواج نكند و اين به منزله مهر تلقى شود ، عقد صحيح ولى مهر باطل است ، و ( مهر المثل ) به او تعلق مىگيرد .
10 - مهر باعقد به ملكيت زن در مىآيد ، ولى جز با دخول ياقبض ( ستاندن ) همه آن مستقر نمىشود . پس اگر پس از ستاندن و پيش از
احكام خانواده و آداب ازدواج (فارسى) — صفحة 137
مساهمون: آژير
ص١٣٧