كه حكايت اعتماد بر خواب در امر اذان و اقامه كه از اجلى و اظهر شعائر ملّت و اعظم آداب نمازى است كه ستون دين آن حضرت عليه السلام است بسى دور از قبول عقل سليم و خلاف طريقهء مستقيمهء شرع قويم است . و اين روايت عبداللَّه نمىتواند بود مگر خواب پريشان يا افسانه كه وضع نموده باشند آن را .
و چه نيكو فرموده شيخ ابوالقاسم محقق رضى اللَّه تعالى عنه در مقام استهزاء به اين قول شنيع كه روايت به ما رسيده « 1 » كه در شب معراج وقتى كه رسيد پيغمبر صلى الله عليه و آله به بيت المعمور « 2 » حاضر شد نماز پس اذان گفت حضرت جبرئيل عليه السلام و اقامه گفت و پيش ايستاد رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ، پس صف زدند ملائكه و پيغمبران در پشت سر آن حضرت عليه السلام .
و اين روايت اشعار به اين دارد كه اذان و اقامه به وحى الهى و قرارداد جناب بارى باشد ، چه پر بعيد است كه مستند روح الامين در كارى كه به آواز بلند كند در حضور ملائكه مقرّبين و انبياى مرسلين رؤياى عبداللَّه زيد يا عمر خطاب باشد ، نه امر نافذ خالق كريم و تدبير متقن داناى حكيم الذى لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ وَ هُوَ بِكُلِّ امرٍ عَليمِ . « 3 »
و امّا فصول اذان بنابر روايت مشهورهء ميانهء علماء رضى اللَّه تعالى عنه « 4 » پس هيجده فصل است به اين تفصيل :
چهار مرتبه اللَّه اكبر ، و تفسير اين پيش مذكور شد ،
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 3 ، ص 302 .
( 2 ) . مروى است كه آن در آسمان چهارم است محاذى كعبه مشرفه و مطاف ملائكه و فرشتگان است . ( منهرحمة اللَّه ) .
( 3 ) . اقتباس از بقره ( 2 ) : 255 است .
( 4 ) . وسائل الشيعة ، ج 4 ، ص 642 .