پس از او سؤال مى كنند كه چرا مضطربى ؟ مؤمن مى گويد كه چگونه مضطرب نباشم و حال آنكه مى بايد كه از مكانى كه انس دارم بروم به مكانى و قبرى كه به او انس ندارم و مفارقت از اهل و عيالى كه به ايشان انس گرفتهام و با جمعى آشناشوم كه به ايشان مأنوس نيستم . عزرائيل مى گويد كه مى خواهى مكانى و اهلى به تو بدهم بهتر از مكان و اهل تو ؟ مؤمن مى گويد كه چگونه است آنچه مى گويى ؟ دفعةً حجب از نظر او مرتفع مىشود . پس مشاهده مىكند مقامات عاليه جنان را . پس به او مى گويد كه اين مكان ، عوض مكانهاى دنياى تو و به او نشان مىدهد نفوس مقدّسات محمد و آل محمد را ارواحنا لهم الفداء . پس به او مى گويد كه اينك اهل بيت عصمت ( عليهم السلام ) در عوض آن اهل تو . پس دفعةً مؤمن مبالغه مىكند كه : اى عزرائيل ! تعجيل در قبض روحم كن و مرا به آن مكان و به خدمت سادات و مواليم مشرّف فرما . « 1 »
الحاصل هيچ مؤمنى را قبض روح نمى كنند مگر بعد از رفع ترديد او و اذن او و اين است مراد از آيهء شريفه
« يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبادِي
- وهم محمد وآله عليهم السلام -
* وَ ادْخُلِي جَنَّتِي »
« 2 » و در ترجمه اين حديث شريف ، جاى سخنان بسيار است ؛ لكن به همين قدر اختصارشد ، به جهت ضيق مجال و تبلبل بال .
أسئل اللَّه الحشر مع النّبى والآل - عليهم الصّلوة والسّلام دوام الغدوّ والآصال - والحمدللَّه على كلّ حال . فى 26 شهر محرّم الحرام سنه 1266 .
هامش
( 1 ) . ن . ك : بحارالأنوار ، ج 6 ، ص 196 ، ح 49 و ص 163 ، ح 32 .
( 2 ) . فجر ( 89 ) : 27 - 30 .