شدن را بر خود قرار مىدهند و به فروتنىِ تنها راضى نمىشوند .
و از آن جمله ، قول الهى است كه مىفرمايد :
« وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ »
؛ « 1 » يعنى : خود را به دست خود ، در امرى كه محلّ هلاك باشد ، ميندازيد .
و اين آيه ، بنا بر بعضى از تفاسير ، دليل مىشود و همچنين قول الهى كه مىفرمايد :
« فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ »
؛ « 2 » چه ، بعضى اضطرار را به اكراه يا اعمّ از آن ، تفسير كردهاند « 3 » .
[ ب . احاديث ]
و امّا احاديثى كه دلالت بر تقيّه مىكند ، از آن جمله ، روايت ايشان [ اهل سنّت ] بر كفر « 4 » در باب عمّار و دو كس كه مُسَيلمهء كذّاب ، اكراه ايشان نمود و مذكور شد و امثال آن در احاديث ايشان ، موجود است و چندان غرضى به ذكر آنها متعلّق نيست ؛ چه ايشان ، چنان كه گذشت ، انكارِ مطلق تقيّه نمىكنند و [ براى ] اثبات خصوصيّات به نحوى كه بر ايشان حجّت [ تمام ] شود ، بعضى از احاديث اهل بيت عليهم السلام را به جهت تحقيق حق و اداى حقّ در اين « 5 » مقام ، ذكر مىكنيم .
روايت كرده محمّد بن يعقوب رضى الله عنه در كافى و احمد بن محمّد بن خالد برقى « 6 » رحمه الله در كتاب محاسن ، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : حذر كنيد و پرهيز نماييد در باب دين خود ، و بپوشانيد و مستور سازيد آن را به تقيّه ؛ زيرا كه هر كس كه تقيّه نمىكند ، ايمان ندارد و شما ( يعنى شيعيان ) ، در ميان مردم ، حكم زنبور عسل [ را ] داريد كه اگر طيور بدانند كه در جوف زنبور عسل ، چه چيز است ، همه را مىخورند و هلاك مىكنند . و اگر مردم بدانند كه در دلِ شما محبّت اهل بيت عليهم السلام است ، شما را به زبان مىخورند و از راه ايذا - كه در سرّ و علانيه به شما مىرسانند - ، از دشنام عِرضى و غير آن از انواع ضرر ، مستأصل مىكنند ، چنانچه كسى زراعتى را درو كند به داس .
پس فرمود كه : حق تعالى ، رحمت خود را شامل حال بندهاى سازد از جملهء شما كه در محبّت ما ثابت و راسخ باشد . « 7 »
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 195 .
( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 173 .
( 3 ) . ب و ج : « نمودهاند » .
( 4 ) . ب و ج : - « ايشان بر كفر » .
( 5 ) . الف و ب : + « در اين » .
( 6 ) . الف : - « برقى » .
( 7 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 218 ، ح 5 ؛ المحاسن ، ج 1 ، ص 257 ، ح 300 .