[ طلب عافيت و رضا به قضا
]
بِسْمِ اللَّه الْرَحْمنِ الرَّحيمِ . أمّا بعدُ ، فَاسْألُوا رَبَّكُمُ العَافِيَةَ ، وَ عَلَيْكُمْ بِالدَّعَةِ وَ الْوَقَارِ و السَّكينَةِ .
يعنى « 1 » : امّا بعد از حمد و ثناى الهى و صلوات بر حضرت رسول و آل اطهار او . پس سؤال كنيد از پروردگار خود ، عافيت و سلامت از مصائب و بلاهاى دنيوى و اخروى را . بر شما باد به سكون و حِلم و آرام ، در هنگام ابتلا به مكاره و اذيّت مخالفان و دشمنان !
بدان كه اوّلْ چيزى كه در اين عهد شريف ، امر به آن واقع شده ، طلب عافيت است . و عافيت ، عبارت است از سلامتى از هر چيزى كه موجب ضررى بوده باشد در دنيا يا در آخرت « 2 » . و بدترين مفاسد و مضرّتها ، پيروىِ شياطين جن و انس و نفس امّاره است كه عاقبتش ضلالت و گمراهى و محرومى از ثواب الهى و مبتلا شدن به بلاهاى نامتناهى دنيوى و اخروى است . پس در طلب نجات و خلاصى از شرّ نفس و شياطين ، توسّل تام به جناب اقدس الهى بايد نمود . بعد از آن ، طلب بايد نمود عافيت از امراض و عاهات مُزمنه ، مثل جُذام و بَرَص و امثال آنها .
چه بسيار باشد كه ابتلا به امراض و اسقام ، با وجود آن كه موجب ثواب و رفع درجات مىباشد ، بنا بر قلّت صبر و بىطاقتى بنده ، منتهى به كفرانِ نعمت ، بلكه به كفر و خسران آخرت گردد . پس هم دنيا از دست رفته باشد ، و هم آخرت .
« ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ »
« 3 » ديگر از جملهء آنچه در ضمن عافيت ، طلب بايد نمود ، سلامتى از بليّهء فقر و پريشانى است كه اكثر نفوس را طاقتِ تحمّل آن نيست و عاقبتش در بسيارى از نفوس ، خِذلان دنيوى و اخروى است .
ديگر ، عافيت از شرّ ظَلَمه و اهل جور و طغيان ، و از تعدّى مخالفان و ابتلا به افترا و بهتان است ؛ چه صبر بر اين امور ، غالباً از حوصلهء طاقت ، بيرون است .
ديگر ، عافيت و خلاصى از آتش جهنّم و غضب الهى است كه سماوات و ارض را قوّت تحمّل آن نيست و همهء مصائب و بلايا در جنب آن ، راحت و نعمت است . و در بعضى ادعيهء ائمّهء طاهرين - صلوات اللَّه عليهم أجمعين - وارد شده « 4 » كه : خداوندا ! از تو سؤال مىكنم حاجت خود را ؛ آن
هامش
( 1 ) . الف : - « يعنى » .
( 2 ) . ب : « در دنيا و آخرت » .
( 3 ) . سورهء حج ، آيهء 11 .
( 4 ) . الف : + « است » .