خواهد كرد كه : اى گروه خلايق ! خاموش شويد كه محمّد صلى الله عليه و آله با شما سخن مىگويد . پس همهء خلايق ، خاموش مىشوند و حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله بر مىخيزد و مىگويد : اى گروه خلايق ! هركس از شما را كه نزد من ، نعمتى يا منّتى يا احسانى بوده باشد ، برخيز [ د ] تا من تلافى او به جاى « 1 » آورم .
پس مردم خواهند گفت « 2 » : پدران و مادران ما فداى تو باشند ! چه نعمت يا كدام منّت و چه احسان هست كه ما كرده باشيم ؟ و هر نعمت و منّت و احسانى كه هست ، از خداى « 3 » و رسول اوست بر جميع خلايق . پس حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله به ايشان مىگويد كه : بلى . هر كس كه جاى داده باشد يكى از اهل بيتِ مرا يا به ايشان نيكى كرده باشد يا برهنهء ايشان را پوشانيده باشد يا گرسنهء ايشان را سير كرده باشد ، برخيزد تا من ، تلافى او را « 4 » به جاى « 5 » آورم . پس جمعى از مردم كه اين كارها كرده باشند ، برخيزند و از جانب خداى تعالى ، ندا رسد كه : اى محمّد و اى حبيب من ! تلافى ايشان را به تو گذاشتم . پس در هر جاى از بهشت كه خواهى ، ايشان را جاى بده « 6 » . پس حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله ايشان را در « وسيله » جاى خواهد داد ؛ در موضعى كه از آن حضرت و اهل بيت او - صلوات اللَّه عليهم أجمعين - محجوب نباشند . « 7 » و از لفظ « اهل بيت » ، اگر چه مراد ، حضرت امير المؤمنين و فاطمه و حسنين « 8 » و ائمّهء معصومين عليهم السلام مىباشند ؛ امّا ظاهر اين مقام ، آن است كه همهء سادات را شامل باشد و شأن ائمّهء طاهرين عليهم السلام از آن ارفع است كه از ايشان به اين نوع تعبير شود كه برهنهء ايشان را پوشيده و گرسنهء ايشان را سير كرده باشند ، و علما نيز حديث را چنين حمل كردهاند .
و ابن بابويه رحمه الله هر دو حديث را در باب احسان به علويه ذكر كرده و علّامهء حلّى رحمه الله در وصايا كه در آخر كتاب قواعد الأحكام به جهت شيخ فخر الدين ، پسر خود نوشته ، ذكر كرده كه : تو را وصيّت مىكنم به احسان به ذريّت علويّه ؛ زيرا كه خداى تعالى ، وصيّت در باب ايشان را مؤكّد ساخته و دوستىِ ايشان را اجر پيغمبرى و ارشاد حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله قرار داده و فرموده كه :
« قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى »
. « 9 » و بعد از آن ، دو حديث مذكور را ذكر كرده . « 10 »
هامش
( 1 ) . ج : « جا » .
( 2 ) . ج : + « كه » .
( 3 ) . ج : « خدا » .
( 4 ) . ب : - « او را » .
( 5 ) . ج : « به جا » .
( 6 ) . ب : « ده » .
( 7 ) . همان جا .
( 8 ) . ب : « حسن و حسين » .
( 9 ) . سورهء شورا ، آيهء 23 .
( 10 ) . ر . ك : قواعد الأحكام ، ج 2 ، ص 715 و 716 و ج 1 ، ص 152 و 153 .