وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا »
« 1 » ؛ يعنى : اى جماعتى كه ايمان آوردهايد ! ذكر خداى تعالى ، بسيار بكنيد و تسبيح الهى به جاى آوريد ، در اوّلِ روز و آخرِ روز .
بعد از آن فرمود كه : از براى آن ، حدّى مقرّر نساخته كه به آن منتهى شود و پدرم عليه السلام ذكر خداى تعالى ، بسيار مىكرد و من با آن حضرت ، راه مىرفتم و ذكر مىكرد ، و با او چيزى مىخوردم و ذكر مىكرد ، و با مردم حديث مىكرد و اين معنى ، او را از ذكر الهى باز نمىداشت . و من مىديدم زبان او را كه به كام چسبيده « 2 » و مىگويد « 3 » : « لا إله إلّااللَّه » . و ما را جمع مىكرد و به ذكر ، امر مىفرمود تا وقتى كه آفتاب طلوع كند . و مىفرمود هر كدام را كه قرآن مىتوانستيم خواند كه قرآن بخوانيم ، و هر كدام كه نمىتوانستيم ، مىفرمود تا « 4 » ذكر خداى تعالى بكنيم . و خانهاى كه در آن جا قرآن مىخوانند و ذكر خداى - عزَّ و جلَّ - مىكنند ، بركت آن خانه ، بسيار مىشود و ملائكه ، آن جا حاضر مىشوند و شياطين ، از آن جا دورى مىكنند و در نظر اهل آسمان و زمين ، روشن و نورانى مىنمايد ، مانند ستاره كه در نظر اهل زمين ، روشن مىنمايد . و خانهاى كه در آن جا قرآن نمىخوانند و ذكر خداى تعالى نمىكنند ، بركتش كم مىشود و ملائكه ، از آن جا دورى مىكنند و شياطين ، حاضر مىشوند .
و حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه : آيا خبر ندهم « 5 » شما را به چيزى كه بهترينِ اعمال شما و بيشتر از همهء اعمال ، موجب رفعت درجات شما باشد و پاكيزهترين آنها باشد نزد خداوندِ شما و از براى شما ، بهتر از دينار و درهم باشد ، و بهتر از آن باشد « 6 » كه به دشمن برخوريد و ايشان را بكُشيد و شما را بكُشند ؟ گفتند : خبر ده ما را ، يا رسول اللَّه ! فرمود كه : ذكر الهى است كه به جا آوريد .
بعد از آن فرمود كه : مردى به خدمت حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله آمده ، گفت كه : بهترينِ اهل مسجد كيست ؟ فرمود كه : آن كسى كه ذكر خداى تعالى ، بيشتر مىكند . و حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود : كسى را كه به او خداى تعالى ، زبانِ ذاكر داده باشد ، به تحقيق كه خيرِ دنيا و آخرت ، به او عطا فرموده .
و در تفسير قول خداى تعالى كه :
« وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ »
« 7 » فرمود كه : بسيار مشمار كار خيرى را كه از براى خداى بكنى . و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : شيعهء ما ، آن جماعتاند كه وقتى كه تنها باشند ، ذكر خداى تعالى ، بسيار كنند . « 8 »
هامش
( 1 ) . سورهء احزاب ، آيهء 41 و 42 .
( 2 ) . الف : « مىچسبيد » .
( 3 ) . الف : « مىگفت » .
( 4 ) . ج : « كه » .
( 5 ) . ب : « بدهم » .
( 6 ) . - « و بهتر از آن باشد » .
( 7 ) . سورهء مدثر ، آيهء 6 .
( 8 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 498 و 499 ، ح 1 .