[ نصوص دالّ بر امامت على عليه السلام ]
و در اين كلام شريف ، اشاره شده به نصّ حضرت رسول صلى الله عليه و آله و وصيّت آن حضرت به وجوب متابعت امير المؤمنين عليه السلام و امامت آن حضرت و مخالفت نمودن اكثر امّت ، بنا بر مطالب و غرضهاى باطل و بيعت نمودن به ابو بكر در سقيفهء بنىساعده . و اگر چه نصوص امامت امير المؤمنين عليه السلام و فضائل آن حضرت ، بيرون از حصر و احصاست و اين مختصر ، گنجايش تفصيل ادلّهء امامت را ندارد ؛ ليكن قليلى از روايات حديث غدير خم و تسليم به امارت و وصيّت در باب ثقلين - كه عبارت از قرآن و اهل بيت عليهم السلام است - ، مذكور مىشود .
از آن جمله ، روايت نموده است محمّد بن يعقوب كلينى رحمه الله ، از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام كه فرمود : خداى - عزَّ و جلَّ - امر كرد حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله را به ولايت على بن ابى طالب عليه السلام و اين آيه [ را ] فرستاد كه :
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ »
. « 1 » و ترجمهء ظاهرش آن است كه : نيست ولىّ شما ، مگر خداى تعالى و پيغمبر و آنهايى كه ايمان آوردهاند ؛ و ايشان ، آن جماعتاند كه اقامتِ صلات مىكنند و زكات مىدهند در حالت ركوع .
بعد از آن ، فرمود كه : خداى تعالى ، واجب ساخت ولايتِ اولى الأمر را ، و مردم نداسنتند كه اولى الأمر كيستند . پس خداى تعالى امر فرمود حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله را به آن كه ولايت را از براى ايشان بيان فرمايد ، همچنان كه نماز و زكات « 2 » روزه و حج را بيان فرموده . بعد از آن كه اين حكم از جانب الهى صادر شد ، حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله دلتنگ شد و ترسيد كه از دين برگردند و او را تكذيب نمايند در آن كه اين حكم از جانب الهى است . پس دلتنگ شد و بازگشت به خداوند خود كرده ، سؤال كرد كه : چه كند ؟ پس خداى - عزَّ و جلَّ - وحى فرستاد كه
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ »
. « 3 » و ترجمهء ظاهرش آن است كه : اى پيغمبر و فرستادهء به خلايق ! برسان آن چيزى را كه به سوى تو فرستاده شده است از جانب خداوند تو ، و اگر چنين نكنى و آن حكم را نرسانى به مردم ، پس تبليغ رسالت الهى نكرده خواهى بود . و خداى تعالى ، تو را نگاه مىدارد از شرّ مردم .
هامش
( 1 ) . سورهء مائده ، آيهء 55 .
( 2 ) . الف : - « زكات » .
( 3 ) . سورهء مائده ، آيهء 67 .