بوده باشد . « 1 » و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : هر مؤمنى كه به بليّهاى مبتلا شود و صبر كند ، خداى تعالى ، مثل اجر هزار شهيد به او عطا مىفرمايد . « 2 »
[ لزوم خويشتن دارى در هنگام غضب ]
و در باب فرو خوردن خشم ، احاديث بسيار است . از آن جمله ، روايت كرده است محمّد بن يعقوب كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : هر بندهاى كه خشم خود را فرو خورَد ، خداى تعالى ، عزّت او را در دنيا و آخرت ، زياده مىكند . و خداى - عزَّ و جلَّ - فرمود كه :
« وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ »
؛ « 3 » يعنى : آنهايى كه خشم خود را فرو مىخورند و از مردم ، عفو مىكنند ؛ و خداى - عزَّ و جلَّ - دوست مىدارد احسانكنندگان را . بعد از آن فرمود كه : خداى تعالى ، به عوض خشم او دوستىِ خود را قرار داده . « 4 » و از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : كسى كه خشمى را فرو خورَد و قدرت بر انتقام داشته باشد ، خداى تعالى در روز قيامت ، دل او را از امن و ايمان ، مملو مىسازد . « 5 » و ابن بابويه رحمه الله در امالى و عيون أخبار الرّضا عليه السلام ، از حضرت امام رضا عليه السلام روايت كرده كه فرمود : خداى تعالى ، به يكى از انبيا وحى فرمود كه : صباح كه مىشود ، اوّلْ چيزى كه در برابرت پيدا مىشود ، آن را بخور و چيز دويّم كه ببينى ، پنهان كن و چيز سوم را قبول كن و چهارم را نااميد مكن و از پنجم ، بگريز . پس چون صباح شد ، به راه افتاد . اوّلْ چيزى كه به نظرش آمد ، كوهى سياه عظيم بود . بر جاى خود ايستاد و گفت : خداى مرا امر كرده كه اين را بخورم ، و متحيّر شد كه چه كند . باز با خود گفت : خداى تعالى ، امر به چيزى نمىفرمايد كه از عهدهء آن ، بيرون نتوانم آمد . پس رو به آن كوه رفت كه او را بخورد . هرچند نزديكتر رفت ، آن كوه ، كوچكتر شد و چون به او رسيد ، ديد كه به قدر لقمهاى است . آن را بخورد . ديد كه بهترينِ چيزهايى است كه خورده مىشود .
بعد از آن به راه افتاد . طشتى از طلا به نظرش آمد . گفت : خداى تعالى فرموده كه اين را پنهان سازم . پس زمين را گود ساخته ، آن را پنهان كرد و خاك بر بالاى آن ريخت . چون به راه افتاد ، نگاه
هامش
( 1 ) . همان ، ص 91 ، ح 15 .
( 2 ) . همان ، ص 92 ، ح 17 .
( 3 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 134 .
( 4 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 110 ، ح 5 .
( 5 ) . همان ، ص 110 ، ح 7 .