نمايند آنچه از ايشان طلبيدهام ( كه آن ، دعاست ، چنانچه من اجابت مىكنم دعوت ايشان را يا قبول كنند جميع تكاليف و اوامر و نواهى مرا ) ، شايد كه راه راست يابند .
پس در اين دو آيه ، ترغيب و دعوت به دعا واقع شده و در آيات ديگر نيز امر به دعا واقع شده و احاديث در اين باب ، بسيار است .
از آن جمله ، محمّد بن يعقوب كلينى رضى الله عنه از ميسر بن عبد العزيز روايت كرده كه گفت : حضرت امام جعفر صادق عليه السلام به من خطاب فرمود كه : اى ميسر ! دعا كن و مگو كه آنچه مقدّر است ، خواهد شد ؛ زيرا كه نزد خداى تعالى ، منزلتى هست كه به آن نمىتوان رسيد ، مگر به سؤال مطالب . و اگر بنده ، دهان خود را ببندد و از خداى تعالى خيرى نطلبد ، چيزى به او عطا نمىفرمايد . پس سؤال كن تا به تو عطا كند « 1 » . اى ميسر ! به درستى كه هيچ درى نيست كه آن را بكوبند « 2 » ، مگر آن كه اميد باشد كه گشوده گردد . « 3 » و از سدير روايت كرده كه گفت : به حضرت امام محمّد باقر عليه السلام گفتم كه : كدام عبادت ، افضل است ؟ فرمود كه : هيچ چيز پيش خداى تعالى افضل نيست از آن كه چيزى از او سؤال كنند و از نعمتهاى او طلب نمايند . و هيچ چيز نزد خداى تعالى ، بدتر از آن نيست كه از بندگى او سركشى كنند و از خزانهء كَرَم او چيزى سؤال ننمايند . « 4 » و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : دعا ، برمىگرداند قضا را بعد از آن كه محكم شده باشد . پس دعا بسيار بكن ؛ زيرا كه دعا ، كليد هر رحمتى است و موجب رسيدن به هر حاجتى است ، و به كَرَم و ثواب الهى نمىتوان رسيد ، مگر به دعا ، و هر درى را كه بسيار بكوبند ، اميد هست كه گشاده شود . « 5 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : خداى تعالى ، دفع مىكند به دعا چيزى را كه داند كه از براى آن ، دعا مىكنند ، و مستجاب مىكند ، و اگر نه آن بود كه بنده توفيق دعا مىيافت ، هر آينه ، از بلاها يا از غضب الهى « 6 » به او مىرسيد چيزى كه او را از روى زمين بردارد ، مانند درختى كه از ريشه بكَنَند . « 7 »
هامش
( 1 ) . ب : « فرمايد » .
( 2 ) . الف و ب : « نكوبند » .
( 3 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 466 و 467 ، باب « فضل الدعاء و الحث عليه » ، ح 3 .
( 4 ) . همان ، ص 466 ، ح 2 .
( 5 ) . همان ، ص 470 .
( 6 ) . ب و ج : « خداى تعالى » .
( 7 ) . همان ، ص 470 ، باب « الدعاء يردّ البلاء » ، ح 9 .