بر هم مىزده و يكى را بيرون مىآوردهاند . اگر اوّلين بيرون مىآمده ، مىكردهاند و اگر دومين بيرون مىآمده ، ترك مىنمودهاند و اگر سومين بيرون مىآمده ، مرتبهء ديگر اعاده مىكردهاند . و ازْلام به اين معنى ، از قبيل استخاره است به غير وجه مشروع ، و پيش ايشان ، اين امر و نهى ، از قبيل وحى بوده و تخلّف از آن [ را ] جايز نمىدانستهاند ، چنانچه بعضى از عوام ، به استخارههايى كه در شرع وارد نشده و تفألّاتى كه وضع نمودهاند ، اعتقاد عظيم مىدارند .
و معنى اوّل ، از ائمّه عليهم السلام منقول است و به لفظ استقسام ، مناسبتر است . « 1 » و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كردهاند كه : اسحاق بن عمّار ، از آن حضرت سؤال كرد كه : اطفال ، بازىِ تخم مرغ و گردو مىكنند و قمار به آن مىبازند . فرمود كه : از آن مخور ، كه حرام است . « 2 » و از آن حضرت ، روايت كردهاند كه نهى مىفرمود از آن كه كسى بخورد از گردويى كه اطفال ، از قمار ببازند . و مىفرمود كه : آن ، سُحْت است . « 3 » و سُحْت به معنى حرام است .
[ حكم شطرنج و نَرْد ]
و كلينى رضى الله عنه از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه در تفسير قول الهى :
« فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ »
« 4 » فرمود كه : نجس از بتها كه خداى تعالى ، امر به اجتناب از آن كرده ، شطرنج است و قول باطل ، خوانندگى است . « 5 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : خداى تعالى ، در هر شبى از شبهاى ماه مبارك رمضان ، جمعى را از آتش جهنّم خلاص مىكند ، مگر كسى كه افطار به چيزى مستكننده كرده باشد يا صاحب عداوت يا بدعت يا صاحب دوشاه باشد . كسى پرسيد كه : صاحب دوشاه ، كدام است ؟ فرمود : شطرنج . « 6 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه سؤال كردند از حال شطرنج . فرمود كه : بازى مجوسان را به اهلش بگذاريد كه خداى تعالى ، آن بازى را لعنت كناد يا لعنت كرده . « 7 » و از حضرت امام موسى [ كاظم ] عليه السلام روايت كرده كه : مردى از اهل بصره به آن حضرت گفت
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 5 ، ص 123 ، ح 2 .
( 2 ) . الكافى ، ج 6 ، ص 124 ، ح 10 .
( 3 ) . همان ، ج 5 ، ص 123 ، ح 6 .
( 4 ) . سورهء حج ، آيهء 30 .
( 5 ) . الكافى ، ج 6 ، ص 436 ، ح 7 .
( 6 ) . همان ، ص 435 و 436 ، ح 5 .
( 7 ) . همان ، ص 437 ، ح 13 .