و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه : اگر مردم ترك حج كنند ، بر حاكم لازم است كه ايشان را جبر كند كه به حج روند و در آن جا بمانند و اگر ترك زيارت حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله كنند ، ايشان را جبر كند كه « 1 » به زيارت روند و در مدينه بمانند و اگر خرجى نداشته باشند ، از بيت المال مسلمانان ، به ايشان چيزى بدهد . « 2 » و ظاهر اين حديث ، آن است كه توطّن جمعى در مكّه و مدينه ، به جهتِ معمورى اين دو بَلَدهء طيّبه و همچنين ، رفتن جمعى از مردم به زيارت حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله يا هر كه مستطيع باشد ، واجب باشد .
و ابن بابويه رحمه الله در باب زيارت ائمّه عليهم السلام از حضرت امام رضا عليه السلام روايت كرده كه فرمود : هر امامى را عهدى و پيمانى در گردنِ دوستان و شيعيان او هست ، و از جملهء تمام نمودن وفا به آن عهد ، زيارت قبور ايشان است . پس كسى كه ايشان را از روى رغبت و تصديق به آنچه در باب زيارت فرمودهاند ، زيارت كند ، ائمّه ، شفيع او خواهند بود در روز قيامت . « 3 » و در چند حديث ، وارد شده كه كسى كه صاحب مال باشد و از جهت پيرى يا بيمارى يا مانعى ديگر به حج نتواند رفت ، مىبايد كه كسى را به نيابت خود به حج فرستد « 4 » و در بعضى احاديث ، چنين است كه : شخصِ پريشانى « 5 » را بفرستد كه حج نكرده باشد . « 6 » و كلينى رحمه الله از اسحاق بن عمّار روايت كرده كه گفت : به خدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام عرض نمودم كه : مردى در باب رفتن به حج ، با من مشورت كرد و او مردى ضعيف الحال ، يعنى صاحب مال يا قوت بسيار نبود . پس من به او گفتم كه : به حج مرو . حضرت فرمود كه : چه بسيار سزاوارى تو به آن كه يك سال بيمارى بكشى ! بعد از آن ، يك سال بيمار بودم . « 7 » و در احاديث ، وارد شده كه : كسى كه حج را از براى مطلبى از مطالب دنيا تأخير مىكند ، حاج برمىگردند و كار او ساخته نشده . و وارد شده كه : گناه آدمى ، مانع مىشود از توفيق رفتن به حج .
[ نوزدهم : انكار حقّ اهل بيت عليهم السلام ]
نوزدهم از جملهء كبائر - چنانچه در حديث عبد الرحمان بن كثير وارد شده - ، انكار حقّ اهل البيت عليهم السلام است « 8 » و شك نيست كه معرفتِ حقّ ايشان ، از اصول ايمان و انكارش كفر است و در
هامش
( 1 ) . الف : - « به حج روند و در آن جا بمانند و اگر ترك زيارت حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله كنند ، ايشان را جبر كند كه » .
( 2 ) . همان ، ص 420 ، ح 2861 .
( 3 ) . همان ، ص 577 ، ح 3160 .
( 4 ) . همان ، ح 2865 .
( 5 ) . منظور از شخص پريشان ، در اين جا ، فردِ نيازمند است .
( 6 ) . همان ، ح 2864 .
( 7 ) . الكافى ، ج 4 ، ص 271 ، ح 1 .
( 8 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 185 ، ح 14 .