آنچه « كَوْن في نفسه » آن ، منحصر در « كَوْن ذهنى » است ، مثل زوجيّت ؛ و اين قسم را امر اعتبارى مىنامند .
و متكلّمان ، خصوصيّتى را كه به اعتبار « كَوْن في نفسه » در چيزى باشد ، كَيف آن چيز و كيفيّت نيز مىنامند .
و فلاسفهء دهريّه كه قائلاند به امتناعِ تخلّف معلول از علّت تامّه و به امتناعِ جزء لا يتجزّى ، قسم اوّل را بر نُه قسم قرار دادهاند و هر يكى را « مقوله » مىنامند :
اوّل ، كمّ ؛ و آن ، مقدار است و عدد .
دوم ، كيف ؛ و آن ، حرارت و مانند آن است .
سوم ، اضافه ؛ و آن ، پدرى و پسرى و مانند آنهاست .
چهارم ، أيْن ( به فتح همزه و سكون ياء دونقطه در پايين ) ؛ و آن به اصطلاح فلاسفه ، حصول در مكان است .
پنجم ، مَتى ( به فتح ميم و تخفيف تاء دونقطه در بالا و الف ) ؛ و آن ، حصول در زمان است .
ششم ، وضع ؛ و آن ، نسبت اجزاى جسم است با هم .
هفتم ، ملْك ( به فتح و كسر و ضمّ ميم و سكون لام ) ؛ و آن ، پوشيدن جامه و مانند آن است .
هشتم ، أنْ يَفْعَل ؛ و آن ، تأثير در غير است .
نهم ، أنْ يَنْفَعِل ؛ و آن ، تأثّر از غير است .
و حركت در چهار مقوله را تجويز كردهاند و آنها « أيْن » و « وضع » و « كيف » و « كمّ » است و به اين سبب ، مكابرهها كردهاند ؛ چون دانستهاند كه انحصار غير متناهى از افرادِ صفتى كه از قسم اوّل باشد ، بين الحاصرين ، خلاف بديهه است . پس در گريز از اين مىگويند كه : متحرّك در مقولهء « أيْن » در اثناى حركت ، مكان ندارد اصلًا ؛ بلكه مكان آن بالقوّه ، قريبِ به فعل است . و متحرّك در حرارت - مثلًا - در اثناى حركت ، حرارت ندارد اصلًا . پس مىگويند كه : در صورت حركت ، تغيّر واقع است بى زوال صفتى و حدوث صفتى ديگر .
صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 26
مساهمون: محمد حسين الدرايتي
ص٢٦