يَفُتْنِي است ، به معنى « تارِكاً لِكِتابة » ، نظير آنچه گفتهاند در آيت سورهء مدّثّر :
« وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ »
« 1 » كه به تقدير « مُستكثر » است ؛ و مراد ، اين است كه : همه چيز را نوشتم .
التَّخَوُّف : ترس پنهان كه در دل كسى است و اظهار نمىكند .
الجَهْل : نادانى و ناخردمندى ؛ و هر دو اين جا ، مناسب است .
يعنى : بعد از اينها همه ، گذاشت دست خود را بر سينهء من و طلبيد از اللَّه تعالى براى من ، اين كه پُر كند دل مرا از دانش و فهميدگى و حكمت و روشنى . پس گفتم كه :
اى نبىّ اللَّه - پدرم و مادرم فداى تو باد ! - از آن وقت كه طلبيدى از اللَّه تعالى براى من ، اوّل بار به آنچه طلبيدى ، فراموش نكردم چيزى را و از من فوت نشد چيزى كه ننوشتم آن را . آيا پس بنا بر اين كه دعاى ديگر مىكنى ، مىترسى بر من كه فراموش كنم چيزى را بعد از اين ؟
پس گفت كه : نه . نيستم كه ترسم بر تو فراموشى را و نادانى را يا ناخرمندى را . از اين جا ظاهر مىشود كه تأكيدِ دعاى مستجاب مىتوان كرد .
[ حديث ] دوم
اصل : [ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ ، عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسى ، عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَرَّازِ ] عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام ، قَالَ : قُلْتُ لَهُ : مَا بَالُ أَقْوَامٍ يَرْوُونَ عَنْ فُلَانٍ وَفُلَانٍ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله لَايُتَّهَمُونَ بِالْكَذِبِ ، فَيَجِيءُ مِنْكُمْ خِلَافُهُ ؟ قَالَ : « إِنَّ الْحَدِيثَ يُنْسَخُ كَمَا يُنْسَخُ الْقُرْآنُ » .
شرح : روايت است از محمّد بن مسلم از امام جعفر صادق عليه السلام ، راوى گفت كه :
گفتم امام را كه : چه وجه دارد اين كه جماعتها روايت مىكنند لفظ حديثى را از چندين كس از اصحاب پيغمبر كه ايشان از رسول اللَّه صلى الله عليه و آله شنيدهاند آن لفظ حديث را و حال ، آن كه آن چندين كس و اين جماعتها تهمت زده نمىشوند به دروغ ؛ چه به حدّ تواتر رسيده حديث ايشان ، پس از آن ، صادر مىشود از شما حديثى كه منافى آن حديث است ؟
هامش
( 1 ) . مدّثّر ( 74 ) : 6 .