آنها را ، چيزى هست كه مانند است به اين مسئلهء سهل . پس قياس مىكنيم اين مسئلهء سهل را بر موافقترِ آنچه از شما شنيدهايم جواب آن را ؟
پس امام گفت كه : چه كار است شما شيعهء اماميّه را با قياس و قياس را با شما ؟ جز اين نيست كه جهنّمى شدند جمعى كه جهنّمى شدند پيش از شما از امّتان پيغمبران سابق به قياس كه عمده طريقِ پيروان ظن است .
اين ، اشارت است به گفتهء اللَّه تعالى در سورهء انعام ، در جواب پيروان ظن در اين امّت كه : اللَّه تعالى دانسته [ است ] خواهند گفت كه : چون جميع احكام الهى در محكمات قرآن ، صريح نشده ، پس علاجى نداريم به غير اين كه پيروى ظن كنيم در بعض احكام الهى كه :
« كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتَّى ذاقُوا بَأْسَنا » :
« 1 » چنين در پرده به دروغ نسبت دادند محكمات كتاب الهى و پيغمبران را آن مشركان كه پيش از ايشان بودند تا چشيدند عذاب ما را .
بعد از آن ، امام گفت كه : چون از جملهء احتمالاتِ جواب به خاطر رسد شما را چيزى كه مىدانيد آن را ، پس گوييد آن را و اگر به خاطر رسد شما را چيزى كه نمىدانيد آن را ، پس فرا گيريد آن را ، و اشارت كرد به دست خود ، سوى دهن خود .
مراد ، اين است كه : جواب آن را از دهن من شنويد و بعد از آن گوييد .
بعد از آن ، امام گفت كه : لعنت كناد اللَّه تعالى ابو حنيفه را ، بود كه مىگفت كه : گفت على و من گفتم و گفتند اصحاب رسول عليه السلام و من گفتم . مرادش اين است كه : فكرى چند كه من در باب قياس كردهام ، نه به خاطر على رسيده و نه به خاطر باقى اصحاب رسول ، و فكر من بهتر از فكر ايشان است .
بعد از آن ، امام گفت مرا كه : آيا مىنشستى سوى ابو حنيفه ؟
پس گفتم كه : نه ، و ليك مىدانم كه اين ، سخن اوست .
اصل : فَقُلْتُ : أَصْلَحَكَ اللَّهُ ، أَتى رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله النَّاسَ بِمَا يَكْتَفُونَ بِهِ فِي عَهْدِهِ ؟
فقَالَ : « نَعَمْ ، وَمَا يَحْتَاجُونَ إِلَيْهِ إِلى يَوْمِ الْقِيَامَةِ » .
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) : 148 .