گفت كه : بعد از آن چه چيز است ؟
گفت كه : نگاه داشتن آن سخن در خاطر يا در كتاب ، چنانچه فراموش و ضايع نشود .
گفت كه : بعد از آن ، چه چيز است ؟
گفت كه : به جا آوردنِ آنچه ياد گرفته شده . گفت كه : بعد از آن ، چه چيز است اى رسول اللَّه ؟
گفت كه : پراكنده كردنِ آن دانسته شده در ميان خلايق تا مردمان ديگر بهره برند .
[ حديث ] پنجم
اصل : عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ ، رَفَعَهُ إِلى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام ، قَالَ : « طَلَبَةُ العِلْمِ ثَلاثَةٌ ، فَاعْرِفْهُمْ بِأَعْيَانِهِمْ وَصِفَاتِهِمْ : صِنْفٌ يَطْلُبُهُ لِلْجَهْلِ وَالْمِرَاءِ ، وَصِنْفٌ يَطْلُبُهُ لِلِاسْتِطَالَةِ وَالْخَتْلِ ، وَصِنْفٌ يَطْلُبُهُ لِلْفِقْهِ وَالْعَقْلِ » .
شرح : الأعْيان ( جمع عَيْن به فتح عين و سكون ياء ) : نظرها ؛ و اينجا عبارت است از قصدها سوى فايدهها براى طلب علم .
صِفات ، عبارت است از لوازم اعيان . و بيانِ اعيان در اين فقره است و بيان صِفات در فقرات آينده است .
جَهل ، عبارت است از ظنى كه حاصل مىشود به اجتهادِ متعارفِ ميان مخالفانِ شيعهء اماميّه و آن ، استفراع وُسع در تحصيل ظن به حكم شرعى فرعى از ادلّهء تفصيليّه است .
المِراء ( به كسر ميم و راء بىنقطه و الف و همزهء منقلبه از ياء ، مصدر باب مفاعله ) :
جدال ؛ و اينجا عبارت است از احتجاجات ظنيّهء اهل اجتهاد ، هر كدام بر مخالف خود ، چنانچه مسطور است در كتب استدلاليهء اهل اجتهاد .
الاسْتِطَالَة : زياده روى ، به معنى اظهار رجحان خود بر ديگرى .
الخَتْل ( به فتح خاء بانقطه و سكون تاء دونقطه در بالا ، مصدر باب « نَصَرَ » و « ضَرَبَ » ) : فريب دادن .
يعنى : روايت كرد على بن ابراهيم به سندى كه بالا برده آن را تا امام جعفر صادق عليه السلام گفت كه : طالبان علم ، سه قسماند . پس بشناس آن اقسام را به قصدهايى كه در