دلم هر دو جهان با صد جهان جان * به يك دم وصل جانان مىفروشد
نفهميده است ذوق عشق و مستى * كه هشيارى به مستان مىفروشد
شرارى گر بيابد ز آتش ما * جنان زاهد به نيران مىفروشد
به يك مو زاهد از زلف دو تايش * دو صد خروار ايمان مىفروشد
چو آرد در حديث آن لعل شيرين * شكرها از نمكدان مىفروشد
بده جان در رهش اى فيض كان يار * وصال خويش ارزان مىفروشد « 1 »
اهل بيت عليهم السلام و تجلّى علمى در مردى زاهد
مرحوم آيت اللّه حاج آقا جمال اصفهانى از عالمان وارسته و زاهد و عارف و عامل به فرمان هاى حق و از عاشقان بىقرار اهل بيت عليهم السلام بود .
او پس از دريافت مقام با عظمت اجتهاد ، از نجف به اصفهان و از آنجا به تهران آمده ، عهدهدار امور دينى در يكى از مساجد مهم تهران - معروف به مسجد حاج سيد عزيز اللّه - گرديد و به دعوت عالمان بزرگ ، مشغول تدريس در مدرسهء مروى تهران شد .
اهل درس و بحث با آمدن به مجلس درس آن بزرگ عالم دينى ، پاى بند آن محفل نورانى شدند و به تدريج آوازهء دانش و دانشمندى او سبب شد كه مجلس درسش از كميت و كيفيت كم نظيرى برخوردار گردد .
حسودان كه چشم ديدن نعمت خدا بر ديگران را ندارند و مغروران كه جز خود كسى را نمىبينند و متكبران كه خود را از همه بزرگتر مىدانند ، موقعيّت آن انسان الهى را تحمل نياوردند و در مقام شكستن او برآمدند .
با لطايف الحيل دو نفر را براى امتحان علمى او انتخاب كردند كه يكى از آن دو نفر فيلسوف و فقيه بزرگ مرحوم سيد كاظم عصّار بود .
هامش
( 1 ) - ديوان فيض كاشانى : 2 ، غزل 423 .