گشت برپا در دلم غوغاى عشق * حاصلم شد غرقهء درياى عشق
پاى دل در كوى معشوقم كشيد * كرد قربان جان من در پاى عشق
عالم و آدم رها كردم رها * نيست در دستم به جز سوداى عشق
در ميان حال و احوالات دل * مايهاى كو تا بگيرد جاى عشق
شد دلم آيينهء روى حبيب * اى بنازم سرّ بىهمتاى عشق
جذبهاى در اين جهان دل را بزد * غير عشق و همت والاى عشق
اين همه رنج و بلا را مايلم * چون كه گشتم واله و شيداى عشق « 1 »
حضرت امام صادق عليه السلام مىفرمايد : روزى با پدرم وارد حرم رسول خدا صلى الله عليه و آله شديم ، پدرم در جاى جاى مسجد دسته دسته مردم را مىديد .
ولى بىاعتناى به آنان مىگذشت ، ناگاه بالاى سر چند نفر ايستاد و فرمود :
إِنِّى وَاللّهِ أُحِبُّ رِيْحَكُم وَأَرْوَاحَكُم « 2 »
. به خدا سوگند من بوى شما و ارواح شما را دوست دارم .
هامش
( 1 ) - مؤلف .
( 2 ) - الأمالى ، طوسى : 722 ، حديث 1522 ؛ ارشاد القلوب : 1 / 101 ؛ مجموعة ورام : 2 / 90 ، بحار الأنوار : 65 / 146 ، باب 18 ، حديث 95 .