كف دستهايم چنين شد ! و زن براى من شانزده خرما شمرد و تحويلم داد ، پس نزد پيامبر آمدم و او را از اين داستان آگاه كردم و حضرت نيز از آن خرما با من ميل فرمود « 1 » .
عبداللّه بن حسن مىگويد :
واللّهِ لَقَدْ أَعْتَقَ عَليٌّ أَلْفَ أَهْلِ بيتٍ ، بِما مَجَلَتْ يَداهُ وَعَرَقَ جَبِيْنُهُ « 2 »
. به خدا سوگند او هزار خانوار را با درآمدى كه با تاول دست و عرق جبين به دست آورده بود در راه خدا آزاد كرد .
عبدالاعلى مىگويد : روزى از روزهاى بسيار گرم تابستان با حضرت امام صادق عليه السلام روبرو شدم ، عرض كردم قربانت گردم وضع و حال شما در پيشگاه حق بسى و الا و رفيع است ولى با اين قدر و منزلت چرا در چنين روزى سوزان خود را به سختى و مشقت مىافكنيد ؟ !
حضرت فرمود :
يَا عَبدَالأعلَى ! خَرَجْتُ فِى طَلَبِ الرِّزقِ لِأستَغْنِىَ عَن مِثلِك « 3 »
. اى عبدالاعلى ! در طلب روزى بيرون آمدهام تا از همانند تو بىنياز باشم .
على بن ابى حمزه مىگويد : حضرت ابوالحسن عليه السلام ( امام هفتم ) را ديدم كه در زمين زراعتى خود كار مىكرد و دو پايش خيس عرق شده بود ، عرض كردم : فدايت شوم ، مردانت كجا هستند ؟
هامش
( 1 ) - مسند احمد بن حنبل : 1 / 286 .
( 2 ) - الغارات : 1 / 91 .
( 3 ) - الكافى : 5 / 74 ، باب ما يجب من الاقتداء بالأئمّة ، حديث 3 ؛ وسائل الشيعة : 17 / 20 ، باب 4 ، حديث 21873 ؛ بحار الأنوار : 47 / 55 ، باب 4 ، حديث 96 .