ابوبصير مىگويد : حضرت امام صادق عليه السلام به حمام رفت ، حمامى گفت : پسر پيامبر ! حمام را قُرُق كنم ؟ حضرت فرمود :
لَا حَاجَةَ لِى فِى ذَلِكَ ، المُؤمن أخَفُّ مِنْ ذَلِكَ « 1 »
. مرا به قرق شدن حمام نيازى نيست ، كار مؤمن سادهتر و سبكتر از اين امور است .
حضرت امام رضا عليه السلام به حمام رفت ، شخصى كه ايشان را نمىشناخت گفت :
دَلِّكْنِى يا رَجُلُ
. اى مرد ! مرا كيسه بكش .
حضرت نيز او را كيسه كشيدند ! در همان حال كه حضرت او را كيسه مىكشيد مردم حضرت امام رضا عليه السلام را به آن مرد معرفى كردند و آن مرد در حالى كه غرق شرمسارى و اعتذار شده بود ، و مىخواست خود را كنار بكشد حضرت دل او را با سخنانش گرم و آرام مىكرد و او را همچنان كيسه مىكشيد « 2 » ! !
از ياد نبريم كه فروتنى و خاكسارى هم چون فرو شدن دانه در زير خاك است كه ثمرات و محصولاتى فراوان به بار مىآورد .
اهل بيت عليهم السلام از طريق فروتنى و خاكسارى به سرزمين عبوديت و بندگى سر فرو بردند و ريشه در صفات حق دواندند و از تنهء وجودشان ثمراتى
هامش
( 1 ) - الكافى : 6 / 503 ، باب الحمام ، حديث 37 ؛ وسائل الشيعة : 2 / 57 ، باب 22 ، حديث 1471 ؛ بحار الأنوار : 47 / 47 ، باب 4 ، حديث 69 .
( 2 ) - المناقب : 4 / 362 ؛ بحار الأنوار : 49 / 99 ، باب 7 ، حديث 16 .