گزيدهاى از اخلاق حضرت امام جعفر صادق عليه السلام
شكر نعمت
معاوية بن وهب مىگويد : من در مدينه با حضرت امام صادق عليه السلام بودم و آن حضرت بر مركبش سوار بود . ناگاه پياده شد ، ما قصد رفتن به بازار يا نزديك بازار داشتيم ولى حضرت به سجده رفت و سجده را طولانى نمود ، من به انتظار ماندم تا سر از سجده برداشت ، گفتم : فدايت شوم ديدم پياده شدى و سجده كردى ؟ فرمود : به ياد نعمت خدا بر خود افتادم ، گفتم :
نزديك بازار ، آن هم محلّ رفت و آمد مردم ؟ ! فرمود : كسى مرا نديد « 1 » .
كمك به غير شيعه
معلّى بن خنيس مىگويد : حضرت امام صادق عليه السلام در شبى كه نم نم باران مىآمد براى رفتن به سايبان بنى ساعده از خانه بيرون رفت . من حضرت را دنبال كردم ، ناگهان چيزى از دستش افتاد ، پس از گفتن بسم اللّه گفت :
خدايا ! آن را به ما برگردان ، پيش آمدم و به آن حضرت سلام كردم ، فرمود :
معلّى ! عرضه داشتم ، بله فدايت شوم ، فرمود : با دستت به جستجو برآى اگر چيزى را يافتى به من بده .
هامش
( 1 ) - بصائر الدرجات : 495 ، باب 15 ، حديث 2 ؛ بحار الأنوار : 47 / 21 ، باب 4 ، حديث 19 .