گوشهاى از اخلاق حضرت امام زين العابدين 7 عليه السلام
پاسخ ناسزا
مردى از خاندان امام زين العابدين عليه السلام بالاى سر حضرت ايستاد و بر ضد حضرت فرياد كشيد و به آن بزرگوار ناسزا گفت ! حضرت يك كلمه جواب او را نداد تا آن مرد به خانهاش باز گشت .
حضرت پس از رفتن او به همنشينان فرمود : شنيديد اين مرد چه گفت ؟
من دوست دارم با من بياييد تا پاسخ مرا به او بشنويد ، گفتند : همراهت مىآييم و ما دوست داشتيم به او بگويد ، حضرت كفش به پا كرده ، به راه افتاد و مىگفت :
« . . . وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ »
« 1 » .
. . . و خشم خود را فرو مىبرند ، و از [ خطاهاىِ ] مردم در مىگذرند ؛ و خدا نيكوكاران را دوست دارد .
دانستيم كه آن حضرت چيزى به او نمىگويد ، در هر صورت به منزل آن مرد آمد و فرياد زد به او بگوييد : اينك على بن حسين است ، آن مرد در حالى كه براى شر برخاسته بود از خانه خارج شد و شك نداشت كه حضرت براى تلافى كار ناهنجار او آمده است ، امام سجاد عليه السلام به او فرمود : برادرم
هامش
( 1 ) - آل عمران ( 3 ) : 134 .