پس هر دو به راه افتادند تا بر فاطمه وارد شدند در حالى كه آن حضرت در مصلايش مشغول عبادت بود و پشت سرش كاسهاى بزرگ قرار داشت كه از آن بخار برمىخاست . فاطمه عليها السلام آن كاسهء بزرگ پر از غذا را با خود آورد و پيش روى پيامبر صلى الله عليه و آله و على عليه السلام گذاشت ، على عليه السلام پرسيد : اين غذا از كجا براى تو فراهم آمده ؟ عرضه داشت از احسان و روزى خداى متعال :
« . . . إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ »
« 1 » .
. . . يقيناً خدا هر كس را بخواهد ، رزق بىحساب مىدهد .
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله دست مباركش را ميان دو كتف على عليه السلام گذاشت سپس فرمود : يا على ! اين به جاى دينارت سپس بغض گلوى پيامبر صلى الله عليه و آله را گرفته ، گفت : خدا را سپاس كه نمردم تا آنچه را زكريا در مريم ديد من در دخترم ديدم « 2 » !
نهايت مهربانى و دگر دوستى
در اين بخش به رفتار حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در سه جنگ جمل و صفين و نهروان اشاره مىشود :
جنگ جمل
آن بزرگوار ، حد اعلاى توانش را به كار برد تا جنگى رخ ندهد و كشتارى به ميان نيايد . هنگامى كه به آن حضرت در مدينه خبر رسيد كه سران سپاه جمل مكه را به قصد بصره ترك گفتهاند ، براى مذاكرات حضورى و گفتگو با
هامش
( 1 ) - آل عمران ( 3 ) : 37 .
( 2 ) - المناقب : 2 / 76 ؛ بحار الأنوار : 41 / 30 ، باب 102 .