افراد مشرك را نمىبينند بلكه آنان را مصاديق و مظاهر عالى توحيد مىشمارند .
خود محوران و خدا محوران
بسيارى از افراد از نظر ما موحّد هستند ولى از نظر قرآن موحّد نبوده بلكه مشركاند مانند كسانى كه دم از خدا مىزنند ولى در پى هوا و هوس مىروند ، آنان متلوّن هستند نه متوحّد و نه موحّد ، زيرا آن زمان كه دم از خدا مىزنند براى آن است كه گرايش به خدا با منافع مادّى آنان هماهنگ است و فرمان خدا پرستى آنان هم از هوا و هوسشان صادر مىشود .
اينان خود محورند نه خدا محور و در پى خود هستند نه خدا ؛ اگر برخى از احكام خدا مطابق ميلشان باشد آن را مىپذيرند و اگر نباشد از قبول آن امتناع مىورزند .
« وَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ »
« 1 » .
و زمانى كه آنان را به سوى خدا و پيامبرش مىخوانند تا [ نسبت به اختلافاتى كه دارند ] ميانشان داورى كند ، ناگهان گروهى از آنان روى گردان مىشوند .
در حقيقت آنان خدا را براى خود مىخواهند نه خود را براى خدا !
به عبارت ديگر اينان قائل به اصالت لذّت هستند ، هر چه ميل و هواى آنان اقتضا كند و براى آنان لذّت آفرين باشد در پى آن مىروند :
« وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا
هامش
( 1 ) - نور ( 24 ) : 48 .