مىشد . از همهء مردم بيشتر به خانواده و خويشانش رسيدگى مىكرد .
شب ها با زنبيلهايى كه محتوى سكههاى دينار و درهم و آرد و خرما بود به سراغ نيازمندان مدينه مىرفت و به آنان عطا مىكرد در حالى نيازمندان نمىفهميدند چه كسى به آنان كمك مىكند « 1 » !
آن بزرگوار سالهاى زيادى در زندان حاكمان ستمگر عباسى بود تا سرانجام شهيد شد . بسيارى از زندانيان از عبادتهاى او تحت تأثير قرار مىگرفتند و گاه از كارهاى خويش توبه مىكردند . حضرت در طول سالهاى زندان هر روز پس از طلوع آفتاب تا وقت زوال ظهر به سجده بود .
نوشتهاند هرگاه هارون به بام زندان مىرفت جامهاى مىديد كه در گوشهاى از زندان افتاده است ؛ روزى از ربيع زندانبان پرسيد :
ما ذَاكَ الثَّوْبُ الَّذى أراهُ كُلَّ يَوْمٍ فى ذلِكَ الْمَوْضِعِ ؟
اى ربيع ! آن جامهاى كه همه روزه در آنجا مىبينم چيست ؟
ربيع پاسخ داد :
ما ذَاكَ بِثَوْبٍ ، وَإنَّما هُوَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ، لَهُ كُلَّ يَوْمٍ سَجْدَةٌ بَعْدَ طُلُوعِ الشَّمْسِ إلى وَقْتِ الزَّوالِ « 2 » ! !
آن جامه نيست ، موسى بن جعفر است كه هر روز پس از طلوع تا زوال در سجده است ! !
هامش
( 1 ) - الارشاد ، مفيد : 2 / 231 ؛ كشف الغمة : 2 / 228 ؛ بحار الأنوار : 48 / 101 ، باب 5 ، حديث 5 .
( 2 ) - عيون اخبار الرضا : 1 / 95 ، باب 7 ، حديث 14 ؛ بحار الأنوار : 48 / 220 ، باب 9 ، حديث 24 .