تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
از اعتبار و ارزشى ما فوق تمام اعتبارات و ارزش‌ها برخوردار است . در مسئلهء ولادت آن جناب در روايات چنين آمده : پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله همراه على عليه السلام و عمّار و حمزه و منذر و عباس و ديگر صحابه در ابطح نشسته بود ، ناگاه جبرييل به صورت اصلى خود در حالى كه بال‌هايش مشرق و مغرب را پُر كرده بود بر حضرت نازل شد و ندا داد : يا محمّد ! علىّ اعلى تو را سلام مىرساند و امر مىكند چهل شبانه روز از خديجه دورى كن . آن حضرت در آن چهل شبانه روز به امر حضرت ربّ العزّه روزها را روزه مىداشت و شب‌ها را تا صبح به عبادت مشغول بود . در آن هنگام به خديجه مرضيه پيام داد كه نيامدن من نزد تو به دستور خداست ، بر خود گمان بد مبر كه خداوند عزيز روزى چند بار به وجود تو بر ملائكه مباهات مىنمايد ! ! چون چهل شبانه روز تمام شد امين وحى نزد آن جناب آمد و عرضه داشت : خداوندت سلام مىرساند و مىفرمايد : براى تحفه و كرامت من مهيا شو ، پس ميكاييل بر آن حضرت نازل شد و طبقى آورد كه پارچه‌اى از سُندس بهشت روى آن بود و عرضه داشت : پروردگار مىفرمايد : امشب به اين طعام افطار كن ، على عليه السلام مىفرمايد : در آن چهل شب هرگاه وقت افطار مىشد ، پيامبر صلى الله عليه و آله اجازه مىدادند هركس بخواهد آن حضرت را ملاقات نمايد ولى در شب چهلم فرمود : يا على ! كنار در خانه بنشين و از ورود افراد ممانعت كن كه اين طعام بر غير من حرام است ، چون افطار شد طبق را گشود و در ميان آن خوشه‌اى از خرما و انگور و جامى از آب ديد ، به اندازهء لازم ميل فرمود ، آن گاه جبرييل به آب بهشت دستش را شست سپس به آن جناب گفت : امشب وظيفه دارى به منزل خديجه به روى ، از آن طرف خديجه مىگويد : من در آن چهل شب با تنهايى ساختم ، چون شب مىرسيد درها را مىبستم و پرده را مىآويختم و چراغ را خاموش و پس از عبادت مىخوابيدم ، شب چهلم خوابيده بودم كه صداى در بلند شد ، برخاستم و گفتم :