35 - اميد در روايات
ابوذر غفارى از نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله نقل مىكند : مردى يك روز گفت : به خدا قسم خدا فلانى را نمىبخشد ، خداوند فرمود : چه كسى قسم خورد كه من فلانى را نمىبخشم ؟ حتماً او را آمرزيدم و عمل آن قسم خورده را به خاطر آن كلمه بىجايى كه گفته بود حبط كردم « 1 » .
36 - هر كس تو را شناخت . . .
« شيخ مفيد » به اسنادش از ابو جعفر طايى واعظ و او از وهب بن مُنَبَّه نقل مىكند :
جملاتى در زبور داود خواندم ، قسمتى از آن را از ياد بردم و جملاتى از آن را به ياد دارم ، آنچه به ياد دارم اين است : هركس به من وارد شود در حالى كه علاقهمند به من است او را به بهشت مىبرم ، اى داود ! كلامم را بشنو كه حق است كسى كه بر من وارد شود و از گناهانى كه كرده خجالت زده است او را ببخشم و گناهانش را از ياد محافظانش ببرم .
اى داود ! از من بشنو كه قول من حق است ، هركس با يك خوبى بر من وارد گردد ، او را به بهشت مىبرم ، داود گفت : اين خوبى و حسنه چيست ؟ فرمود : گرهاى از كار بنده مسلمانى گشوده باشد ، داود گفت : پروردگار من به همين عنايات تو است كه هركس تو را شناخت سزاوار نيست اميدش از تو قطع گردد ! ! « 2 »
37 - تو را چگونه ببينم
رسول خدا صلى الله عليه و آله به مردى وارد شد كه در حال جان دادن بود ، فرمود : تو را چگونه ببينم ؟ عرضه داشت : در ترس از گناهانم و اميد به رحمت پروردگارم ، حضرت فرمود : در اين هنگامه اين دو در دل مؤمن قرار نمىگيرد مگر اين كه خداوند به سبب اين دو واقعيّت
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 1 / 257 .
( 2 ) - عرفان اسلامى : 1 / 257 .