نخعى بود ، آزاركننده از پى مالك روان شد و از هر كس كه امكان داشت خط سير مالك را پرسيد تا آن منبع فيض را در مسجد يافت كه مشغول نماز است ، صبر كرد تا مالك به نمازش خاتمه داد ، به محضرش عرضه داشت : اسائهء ادب مرا ببخش و بر من كرم نموده از من گذشت كن ، مالك در برابر اصرار او فرمود : من از تو نگرانى ندارم چون آن عمل تحقير كننده را انجام دادى و بر تو گناه بود ، من به اين مسجد آمدم و اين دو ركعت نماز را محض جلب رضاى حق و غفران الهى به سوى تو بجا آوردم ! ! « 1 »
492 - مرا برگردان
عيسى عليه السلام فرمود : سنگى را ديدم كه روى آن نوشته بود : مرا برگردان ، چون برگرداندم در باطن سنگ نوشته بود : هركه برآنچه دانسته عمل نكرد ، طلب آنچه را نمىداند براى او شوم است و دنبال كردن علم براى او سودى ندارد كه زحمت تحصيل علم بىعمل مردود و بدون اجر و مزد است « 2 » .
493 - عذاب عالم بىعمل
به داود خطاب شد : آسانترين عذابى كه بر عالم بىعمل روا مىدارم از هفتاد شكل عذاب باطنى سختتر است و آن اين است كه شيرينى ياد خود را از او مىگيرم « 3 » .
494 - حقّ خدا بر بندگان
زرارة بن اعين از حضرت امام باقر عليه السلام چنين روايت كرده است : از آن حضرت پرسيدم :
حق خداوند متعال بر بندگانش چيست ؟
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 10 / 381 .
( 2 ) - عرفان اسلامى : 10 / 409 .
( 3 ) - عرفان اسلامى : 10 / 409 .