تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
در آن وقت مردى آمد و عرضه داشت : دو دختر دارم تاكنون افطار نكرده‌اند و از آمدن به محضر شما حيا مىكنند اجازه دهيد هر دو افطار نمايند حضرت جواب نداد ، آن مرد گفته‌اش را تكرار كرد ، حضرت پاسخ نگفت ، چون بار سوم گفتارش را تكرار كرد ، حضرت فرمود : روزه نبودند ، چگونه روزه بودند در حالى كه گوشت مردم را خورده‌اند ، به خانه برو و به هر دو بگو استفراغ كنند ، آن مرد به خانه رفت و دستور استفراغ داد ، آن دو استفراغ كردند در حالى كه از دهان هر يك قطعه‌اى از خون بسته بيرون آمد ، آن مرد در حال تعجب به محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و داستان را گفت ، حضرت فرمود : به آن كسى كه جانم در دست اوست اگر اين گناه غيبت بر آنان باقى مانده بود اهل آتش بودند ! ! « 1 »

448 - بوى بد غيبت

زمانى كه رسول اسلام صلى الله عليه و آله زناكارى را رجم كرد مردى در آن محل نزد دوستش از كسى غيبت كرد ، حضرت گوشت مردار گنديده‌اى را آورد و به هر دو گفت : نيش بزنيد . عرضه داشتند : اين جيفهء بد بو را ؟ حضرت فرمود : كارى كه شما كرديد گند و بويش از اين بدتر بود ! ! « 2 »

449 - عجب دندانهاى سفيدى !

مالك دينار مىگويد : عيسى با حواريون بر مرده سگى گذشتند ، حواريون گفتند : عجب بوى بدى دارد ، عيسى فرمود : عجب دندان‌هاى سفيدى در دهان اوست ، انگار مىخواست حواريون را از بدگويى از سگ منع كرده و به آنان تعليم دهد كه هميشه
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 10 / 127 . ( 2 ) - عرفان اسلامى : 10 / 128 .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 465 | شيخ حسين انصاريان