آيا به كسانى كه گمان مىكنند به آنچه بر تو و پيش از تو نازل شده ايمان آوردهاند ، ننگريستى كه مىخواهند [ در موارد نزاع و اختلافشان ] داورى و محاكمه نزد طاغوت برند ؟ [ همان حاكمان ستمكار و قاضيان رشوهخوارى كه جز به باطل حكم نمىرانند ، ] در حالى كه فرمان يافتهاند به طاغوت كفر ورزند ، و شيطان [ با سوق دادنشان به محاكم طاغوت ] مىخواهد آنان را به گمراهى دورى [ كه هرگز به رحمت خدا دست نيابند ] دچار كند .
در شأن نزول اين آيه در تفسير « مجمع البيان » آمده :
يكى از يهوديان مدينه ، با يكى از مسلمانان منافق اختلافى داشت ، قرار گذاشتند يك نفر را به داورى بين خود انتخاب كنند ، شخص يهودى چون به عدالت و بىنظرى رهبر اسلام صلى الله عليه و آله اطمينان داشت گفت : من به داورى پيامبر شما راضيم ، ولى مرد منافق يكى از بزرگان يهود به نام كعب بن اشرف را انتخاب كرد ؛ زيرا مىدانست كه مىتواند با هديه نظر او را به سوى خود جلب كند و به اين ترتيب با داورى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مخالفت كرد ، اين آيه شريفهء نازل شد و چنين افرادى را كه بردهء شيطاناند و به پيروى از او به دنيا و آخرت خود لطمه مىزنند به شدّت سرزنش كرد « 1 » .
378 - راه خدا
[ وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا * يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا * لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِي وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولًا ]
.
و روزى كه ستمكار ، دو دست خود را [ از شدت اندوه و حسرت به دندان ] مىگزد [ و ] مىگويد :
اى كاش همراه اين پيامبر راهى به سوى حق برمىگرفتم ، * اى واى ، كاش من فلانى را [ كه سبب بدبختى من شد ] به دوستى نمىگرفتم ، * بىترديد مرا از قرآن پس از آن كه برايم آمد گمراه كرد .
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 9 / 183 .