خداوند به موسى فرمود : مىدانى چرا از ميان بندگانم تو را براى شنيدن كلامم به نحو مستقيم انتخاب كردم ؟ عرضه داشت : نه . خطاب رسيد : به خاطر اينكه در عبادت و بندگى همانندت را نيافتم كه نسبت به من در نفس خود به اين اندازه با تواضع باشد . اى موسى ! تو بندهاى هستى كه در پيشگاه من به وقت نماز صورت بر خاك مىگذاشتى .
به قول فروغى :
گر زغلاميش نشانت دهند * سلطنت كون و مكانت دهند
بندهء او شو كه به يك التفات * خواجگى هر دو جهانت دهند
سر به خط ساقى گلچهره نه * تا زقضا خط امانت دهند
بادهء مستانه بنوش آشكار * تا خبر از راه نهانت دهند
تا نرسد جان تو بر لب كجا * نوشى از آن كنج دهانت دهند « 1 »
213 - در قبر
زمانى كه عبد را در قبرش بگذارند و كسانش او را رها كرده و برگردند ، ميت صداى كفش آنان را در بازگشتشان مىشنود ؛ در اين وقت دو ملك حق براى رسيدگى به حساب او سر مىرسند ، اگر او بندهء مؤمن خدا باشد ، مكانش را در بهشت به او نشان مىدهند و اگر بندهاى باشد كه نسبت به نعمتهاى الهى ناسپاسى كرده و راه كفر پيش گرفته با پتكى از آهن جهنم بين دو گوشش مىزنند كه هر چه جز جن و انس است ، صداى وحشتآور و دهشتزاى آن را مىشنوند ! ! « 2 »
214 - همانند كلاغى كه نوك بزند
امام باقر عليه السلام مىفرمايد : پيامبر عزيز اسلام صلى الله عليه و آله در مسجد نشسته بودند كه مردى وارد
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 5 / 22 .
( 2 ) - عرفان اسلامى : 5 / 34 .