[ لَوْ لَمْ يَكُنْ لِلْحِسابِ مَهْوَلَةُ الّا حَياءُ الْعَرْضِ عَلَى اللّهِ تَعالى وَفَضيحَةُ هَتْكِ السِّتْرِ عَلَى الْمَخْفيّاتِ لَحَقَّ لِلْمَرْءِ انْ لا يَهْبِطَ مِنْ رُؤوسِ الْجِبالِ وَلا يَأْوِىَ عُمرانًا وَلا يَأْكُلَ وَلا يَشْرَبَ وَلايَنامَ الّا عَنِ اضْطِرارٍ مُتَّصِلٍ بِالتَّلَفِ وَمِثْلُ ذلِكَ يَفْعَلُ مَنْ يَرَى الْقيامَةَ بِاهْوالِها وَشَدائِدِها قائِمَةً فى كُلِّ نَفْسٍ وَيُعايِنُ بِالْقَلْبِ الْوُقوفِ بَيْنَ يَدَىِ الْجَبّارِ حينَئِذٍ يَأْخُذُ نَفْسَهُ بِالْمُحاسَبَةِ كَانَّهُ الى عَرَصاتِها مَدْعُوٌّ وَفى غَمَراتِها مَسْؤولٌ ]
مسئلهء حساب
اگر براى حساب روز قيامت هيچ هول و خوفى جز آثار خجالت عرضهء افعال و اعمال به جناب احديّت و رسوايى و دريدهشدن پردهء ستر كه بر گناهان پنهانى است نباشد ، جاى آن دارد كه انسان از قله كوه به زير نيايد و در آبادى جا نكند و جز به وقت اضطرار نخورد و نياشامد و به غير زمان ترس از تلف شدن نخوابد و چنين بودند انبيا و اوليا و كسانى كه عقبات آخرت را با چشم دل مىديدند ، به كمترين لباس قناعت مىكردند و در معاش از حدّ ضرورت تجاوز نمىنمودند ، در هر نفس قيامت و اهوال آن را مشاهده مىكردند به نحوى كه گويا قيامت برپاست و خلايق نزد حقند و پروردگار از گفتار و كردارشان حساب مىخواهد آن هم دقيقترين حساب ! !