صالحه از انسانند .
اگر حركت قلب ، حركت الهى و فعّاليّت معنوى دل فعّاليّت انسانى باشد ، تمام اعضاى وجود آدمى به متابعت از قلب داراى حركت مثبت و فعّاليّت صحيح خواهند بود .
مصرع پر مغز « از كوزه همان برون تراود كه در اوست » و مثل پرمعناى « هر كسى آب قلبش را مىخورد » نشان دهندهء همان واقعيّتى است كه در ابتداى روايت بيان شده است .
براى آراستن باطن و پيراستن سرّ ، راهى جز كسب معرفت از طريق معارف الهيه كه در قرآن مجيد و روايات اهل بيت عليهم السلام تجلّى دارد نيست .
دقّت در حقايق و توجه به معارف باعث تزكيهء نفس و نورانيّت قلب و در نتيجه :
علّت بروز و ظهور اعمال صالحه و اخلاق حسنه است .
چه كارستان كه دارى اندرين دل * چه بتها مىنگارى اندرين دل
بهار آمد زمان كشت آمد * كه داند تا چه كارى اندرين دل
حجاب عزّت ار بستى ز بيرون * به غايت آشكارى اندرين دل
در آب و گل فرو شد پاى طالب * سرش را مىبخارى اندرين دل
دل از افلاك اگر افزون نبودى * نكردى مه سوارى اندرين دل
اگر دل نيستى شهر معظّم * نكردى شهريارى اندرين دل
عجايب بيشهاى آمد دل از جان * كه تو مير شكارى اندرين دل
ز بحر دل هزاران موج خيزد * چو جوهرها به يارى اندرين دل
خمش كردم كه در فكرت نگنجد * چو وصف دل شمارى اندرين دل « 1 »