بزن تا از تعدّى و تخلّف و عصيان و معصيت باز ايستد ، نفس خود را كه هم چون مركبى به زير پاى زندگى است چنان حركت بده كه گويا استادى ماهر و تجربه ديدهاى كه گامى و قدمى نمىروى مگر آن كه ابتدا و انتهايش تصحيح شود .
رسول حق آن اندازه عبادت مىكرد كه پاهاى آن جناب متورم مىشد ، آن گاه مىفرمود :
آيا من بندهء سپاسگزار نباشم « 1 » ؟ !
منظور آن حضرت اين بود كه امت و پيروان آن جناب بيدار باشند و از مجاهدت و رياضت و كوشش در امور عبادى و پيراستن نفس كمترين تسامح و غفلتى نورزند و در تمام حالات مواظب خود باشند .
اين معنى را نيز بايد توجه داشت كه اگر كسى حلاوت و لذّت مناجات با حضرت قاضى الحاجات را درك كند و از انوار و بركات آن بهرهمند شود هرگز در اين مقام كوتاهى و سستى نكرده و ساعتى به ترك و اعراض از آن راضى نخواهد شد ، گرچه در اين راه قطعه قطعه شود ، بنابراين از مجاهدت و عبادت و رياضت و مبارزه با هواى نفس ، كسى دست برنمىدارد ، مگر آن كس كه از فوايد و آثار و انوار آن محروم باشد و از خصوصيّات عالى زندگى گذشتگان بىخبر به سر برد .
عدهاى از گذشتگان به بسيارى از حقايق اين معانى آگاه بوده و بر اثر توفيقات الهى و حفظ و حراست دين ، پيوسته در اين مسير مراقب و كوشا بودند .
به ربيع بن خثيم گفتند : براى چه شبها استراحت و خواب ندارى ؟ گفت :
مىترسم در حالت غفلت و خواب دشمن بر من شبيخون زند و مرا مقهور وضع خود گرداند .
هامش
( 1 ) - عوالى اللآلى : 1 / 326 ، حديث 69 ؛ شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد : 1 / 237 .