دريغا كه در حيرت آباد دنيا * ز كم مايگى نقش ديوار ماييم
تو اى مركز فيض كن دستگيرى * كه سرگشته مانند پرگار ماييم
به محشر كه خواهند اعمال نيكو * تهى دست و وامانده از كار ماييم
صفا چون به آيينهء دل نداديم * به حال دل خويش غمخوار ماييم
چو چشم دل ماست در خواب غفلت * چه سود ار شب تار بيدار ماييم
رفيقان ببستند بار قيامت * همه چاره جستند و ناچار ماييم
طبيب دوابخش خلقيم امّا * اگر بنگرى نيك بيمار ماييم
كسانى كه در برابر تمام خواستههاى غلط نفس ، يعنى آن خواستههايى كه خارج از حدود الهى است تسليمند ، در حقيقت به نفس قوّت و قدرت برانجام معصيت مىبخشند و با دست خود كارى مىكنند كه در پايان كار ، نفس آنان باعث هلاكت ايشان گردد .
نفس وقتى در برنامهء معصيت ، قدرتى هم چون سگ هار پيدا كرد ، علاج آن كار بسيار مشكلى خواهد شد و گاهى برگرداندنش از گناه شبيه امر محال خواهد بود !
دنيا و لذّات آن ، زينت و زيور ظاهرى ، ارزش آن را ندارد كه انسان نفس نفيس خود را در معرض خطر معصيت و گناه و نافرمانى از خدا و پايمال كردن حقوق حقّهء عباد حضرت حق قرار دهد . اين را بايد دانست كه گناه و معصيت هيچ سودى براى انسان نداشته و نخواهد داشت ، گناهكار جز ضرر و زيان از گناه و تخلّف نديده و غير خِزْى دنيا و عذاب آخرت چيزى نصيب خود نكرده است .
در مجلدات اين كتاب به مناسبتهاى گوناگون به مسئلهء نفس و تمام حالات ملكوتى و شيطانى آن اشاره شده ، بدين جهت اين قسمت با ترجمهء اصل روايت به پايان مىرسد .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد :