آن را نمىتوان به كوههاى سر به فلك كشيده و اقيانوسهاى عميق تشبيه كرد كه اين كتاب از هر چه در اين جهان هستى موجود است برتر و عظيمتر است .
اگر به مواعظ و تهديدهايش بنگرى ، مىبينى كه مايهء سخنگوى ماهر ، سرمايهء واعظِ خوشبيان و بليغ است ، اگر به احكام و حلال و حرامش نظرى كنى مىيابى كه دريايى است براى شناگرى فقيه حاذق و مفتى صادق ، اگر به بلاغت و فصاحتش توجه كنى معلوم مىشود كه براى فصحا و بلغاى جهان ميزان ترازوست ، كتابى است كه اديب پرقدرت و تيزبين ماهر در كنار درياى مفاهيم و معرفت معانيش افتخار مىكند .
آنان كه در فنون سخن و در چهارچوب فصاحت و بلاغت و در زيبايىهاى كلام بهترين متخصصند پس از آيهء شريفهء :
[ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ ]
« 1 » .
پس بعد از آن به كدام سخن ايمان مىآورند ؟ !
آنان پس از آيه شريفه :
[ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ]
« 2 » .
ما چيزى را در كتاب [ تكوين از نظر ثبت جريانات هستى و برنامههاى آفرينش ] فروگذار نكردهايم .
چه مىگويند ؟
اگر به كتاب خدا با ديدهء قلب و چشم فهم بنگرى ، مىبينى كه شفاى هر دردى و وسيلهء هر رشد و كمالى در اين كتاب است و اين منبع فيض است كه هر كسى را از
هامش
( 1 ) - اعراف ( 7 ) : 185 .
( 2 ) - انعام ( 6 ) : 38 .