چه غم از دوش و چه انديشه ز فردا دارم * تويى آغاز من و باز تو پايان منى
خط او سر زده يا سرزدهاى از خط او * روزكى چند شد اى دل كه به فرمان منى
گفتم اى دست به دامانش رسى روزى و شد * جيب جان چاك و تو در چاك گريبان منى
گفتم اى پاگذرى بر سر راهش آخر * عمر از دست شد و باز به دامان منى
گفتمش با سر زلف تو رسد دست نشاط * گفت زنهار همين بس كه پريشان منى « 1 »
هامش
( 1 ) - نشاط اصفهانى .