[ الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ ]
« 1 » :
كسى كه به سوى حق هدايت مىكند ، براى پيروى شدن شايستهتر است .
تابع حق باش از هر كه و هركجا كه باشد و هر چه كه باشد .
5 - حبّ مدح ، عالم و دانشمند در انتقال علم و در تعليم و تدريس نبايد به انتظار مدح و ثناى مردم باشد كه انتظار مدح و ثنا از صفات خبيثه و موجب تضييع حق علم و مانع افاضه فيوضات بر صفحه الهى نفس است و نيز صاحب اين صفت از شايبه ريا خالى نيست و هميشه مطمح نظرش تسلّط و زيادتى بر اقران و امثال است و در ابواب گذشته بيان شد كه اين صفت مخرّب دين و مزيّف علم است .
6 - خوض و غور در مسائلى كه نمىتوان به كُنه آنها رسيد كه فكر در آنها موجب تضييع اوقات و باعث تحصيل اعتقادات باطله و مُهلكه است .
7 - زينت دادن كلام به الفاظ زيادى كه در محاورات و مكالمات و تصانيف و تاليفات به نحوى رفتار كردن كه مستمع و خواننده از فهم مسائل و حقايق عاجز بماند و اين هنرنمايى در كلام و نوشتار ، دور از انصاف و خارج از اخلاق انبيا و اولياى خداست .
8 - از حياى الهى بيگانه بودن كه مورّث عدم رعايت ادب نسبت به مردم و تضييع حق اعلم و اصلح و اسنى است و با اين اوصاف بايد گفت : بىحيايى از اخبث خبايث براى همه و به خصوص براى اهل علم است و براى همه فظيع و شنيع و براى اهل علم افظع و اشنع است .
9 - بر خود باليدن و فخر و مباهات كردن و به علم و دانش يا به مال و منالصورت و سيرت خود فريفته شدن كه در قرآن مجيد اعلام شده خداوند
هامش
( 1 ) - يونس ( 10 ) : 35 .