مگر اين كه براى او دوازده نقيب « 1 » بوده است ، عرضه داشتم : اين حقيقت را از پيروان تورات و انجيل شنيدهام ، فرمود : اى سلمان ! آيا نقباى دوازدهگانه مرا كه خداوند متعال آنان را براى مقام امامت و وصايت انتخاب فرموده مىشناسى ؟
گفتم : خدا و رسول او به اين حقيقت آگاهترند .
فرمود : خداوند مرا از نور خالص و صاف خود به وجود آورد و سپس مرا براى اطاعت و بندگى خود دعوت كرد و من اجابت نمودم و از نور من على بن ابيطالب را آفريد و او را به مقام اطاعت و پيروى خود خواند و او قبول كرد و از نور من و على ، دخترم فاطمه را آفريد و او را نيز به اطاعت دستورهاى خود دعوت نمود و او پذيرفت و از نور من و على بن ابيطالب و فاطمه دخترم ، حسن و حسين فرزندانم را آفريد و آنها نيز دعوت حق را به اطاعت اجابت نمودند و از اين جهت ما را با پنج اسم از اسماى خود ناميد .
پس خداوند متعال محمود و من محمد هستم و او على و بلند مقام و اين پسر عمويم على است و خداوند فاطر و شكافنده حق از باطل و نور از ظلمت است و دخترم فاطمه قطع كننده و جدا سازنده است و حضرت او صاحب نيكىها و احسان و فرزندم حسن است و ديگرى حسين !
و خداوند بزرگ از نور فرزندم حسين نُه فرزند آفريد كه پيشوايان دين من هستند و ايشان را براى بندگى و اطاعت اوامر خود دعوت فرمود و آنان قبول كردند و اين برنامه پيش از آفرينش خلق بود و در آن وقت ساختمان آسمان و گسترش زمين و وجود هوا و مَلَك و انسان صورت نگرفته بود ، ما در آن هنگام انوارى بوديم كه پروردگار بزرگ را تسبيح و تقديس كرده و فرمان او را شنيده و پيروى مىنموديم .
هامش
( 1 ) - نقيب به معناى شاهد و شخصيتى است كه محيط به حقايق و برتر از همه و اعلم از ديگران در همهء امور است .