اگر مسئلهء ابلاغ ايمان به وسيلهء زبانهاى پاك مردان راه حق نبود ، از فرهنگ سعادتبخش الهى در صحنهء حيات اجتماعى و خانوادگى خبرى نبود .
اين زبان ياران حق بود كه ضامن تداوم دين خدا در بستر تاريخ گشت ، گرچه در كنار اين گونه زبان سرهاى پرشور اولياى خدا به دار رفت كه اين دار براى آنان مقام الهى و اين مرگ براى اولياى الهى جز شهادت در راه دوست چيزى نبود .
چه زبانى از زبان انبيا و ائمه و اوليا و مردانى چون حجر بن عدى و رشيد هجرى و ابوذر غفارى و ميثم تمّار و . . . بالاتر و برتر كه اين زبانها ، چراغ پر فروغ الهى فرا راه حيات همهء انسانها تا روز قيامت و صبح محشر است .
اينان روز و شب ، وقت و بىوقت ، آن به آن ، لحظه به لحظه ، سخنى جز حق و ذكرى به جز ذكر يار و يادى جز ياد دوست و حرفى جز حرف هدايت و كلامى جز كلام عشق نداشتند .
به قول عارف نامدار ، فيض بزرگوار :
شبها حديث زلف تو تكرار مىكنم * تسبيح روز وصل تو بسيار مىكنم
چون دم زند صباح ز انوار طلعتت * جان را زعكس روى تو گلزار مىكنم
از پاى تا به سر همه تن ديده مىشوم * جان را بديدهء قابل ديدار مىكنم
از غمزهء نگاه تو بيهوش مىشوم * دل را زچشم مست تو هشيار مىكنم
عكس تو چون در آيينه دل درآيدم * بىخود حديث واحد قهار مىكنم
هر كار خوب را كه زكردار عاجزم * تحسين هر كه كرد به گفتار مىكنم
9 - قول سديد
محلّ و مورد قول سديد در دوجاست :
1 - رعايت تقوا