تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
سعدى در گلستان مىگويد : عابدى مهمان امير شهر شد ، چون از مهمانى برگشت به فرزندش گفت : سفرهء غذا بياور كه گرسنه‌ام . گفت : پدر مگر در خانهء امير غذا نخوردى ؟ گفت : چرا ولى به اندازه نخوردم . گفت : پدر به قضاى تمام عباداتت اقدام كن كه در مجلس كم خوردى تا بگويند كم‌خور است و زياد عبادت كردى تا بگويند عابد است و تو در اين مسير جز زيان و خسارت سودى نبرده‌اى !

رياى در كلام

رياى در كلام اين است كه سخن كم‌گويى و سخن نيكوگويى و سخن با حالت از خدا و انبيا گويى تا بگويند خوشا به حالش كه عجب مىفهمد و چه زبان پاكى دارد كه جز سخن حق بر آن جارى نمىشود !

رياى در راه رفتن

رياى در راه رفتن به اين است كه آهسته قدم بردارى و سر به زيراندازى و مواظب حركات بدن باشى تا بگويند مشى او مشى اوليا و حركاتش حركات عباد خداست .

رياى در مجالست

رياى در مجالست به اين است كه در يك جلسه در برابر بينندگان به خود فرو روى و از حرف زدن با اين و آن بپرهيزى و از سخن گفتن مردمان با هم روى درهم كشى ، يعنى من از اين مجالست و رفاقت و نشست و برخاست بيزارم تا همه برتو حسرت خورند و بر تو غبطه برند و از تو پيش ديگران تعريف كنند .