مجادله و مراء خالى از چهار احتمال نيست :
1 - مباحثه و مجادله و نزاع و مراء در مسألهاى است كه هر دو طرف به آن آگاهى دارند ، در عين حال با هم منازعه مىكنند ، اينان پشت به نصيحت حق و انبيا نموده و براى اظهار فضيلت به بازار فضيحت آمدهاند .
2 - يا هر دو جاهل به حقّند و نزاع آنان و مراء و جدالشان جز اظهار جهل و بىخبرى چيزى نيست و پافشارى در جهل از گناهان است .
3 - يا شخص تو عالم به حق است ، ولى جدال و مراء براى اين است كه بر طرف تسلّط و تفوق يا بى و اين تفوّق و تسلّط ناشى از علو و كبر نفس است كه در پيشگاه حق به سختى مذموم و محكوم است .
4 - يا طرف تو بر حقّ است و جدال تو براى شكستن حرمت و آبروى اوست و اين ظلم و جور است و از خصايل ابليسى و شيطانى است و رو كردن به هر چهار مورد بر اهل انصاف و آنان كه حقّ را قبول دارند محال است كه اهل حق اهل حقند .
آن گاه در پايان روايت اين باب امام صادق عليه السلام مىفرمايند :
هركه ترك مجادله كند ايمانش را محكم نموده و صحبت دين را نيكو داشته و عقل را از آلوده شدن به هواى نفس حفظ كرده است .
حكما گفتهاند :
چنان كه ملكهء تخيّل موجب نابودى عقل است ، ملكهء مجادله نيز علّت وهن و سستى انديشه و قوّهء درك است .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 108
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٠٨