[ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ]
« 1 » .
مسلماً راه هدايت از گمراهى [ به وسيلهء قرآن ، پيامبر و امامان معصوم ] روشن و آشكار شده است . پس هر كه به طاغوت [ كه شيطان ، بت و هر طغيان گرى است ] كفر ورزد و به خدا ايمان بياورد ، بىترديد به محكمترين دستگيره كه آن را گسستن نيست ، چنگ زده است ؛ و خدا شنوا و داناست .
در اين آيه كفر به طاغوت كه مأمون بودن از لوث كفر ، شرك ، فسق ، فجور و قسمت اعظمى از رذايل درونى است - و اين واقعيت در حقيقت روح واقعى ايمان است ؛ زيرا بدون كفر به طاغوت ، ايمان و عشق به اللّه ميسّر نيست - به عنوان يك اصل اصيل محورى مطرح است .
تمام بدبختىهايى كه در طول تاريخ گريبانگير بشر بوده ، علت العلل آن اتصال به طاغوت درون و برون و انفصالش از حضرت ربّ العزّه بوده و تمام دردهاى درونى ، فردى ، خانوادگى ، اجتماعى ، مادى و معنوى بشر و درمانش را بايد در همين دو زمينه جستجو كرد .
[ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ ]
« 2 » .
پس هر كه به طاغوت [ كه شيطان ، بت و هر طغيان گرى است ] كفر ورزد و به خدا ايمان بياورد .
اين قسمت از آيه در حقيقت كلمهء طيّبه : « لاإله الّا اللّهُ » را كه بايد در تمام امور حيات درونى و برونى ظهور كند و بدون ظهورش به دست آوردن سعادت امكان
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) : 256 .
( 2 ) - بقره ( 2 ) : 256 .