قلب ، علّت تداوم حيات
در هيجدهمين روز بعد از حاملگى ، جنين انسان چيزى جز بستهاى از سلولهاى كوچك به اندازهء نخود نمىباشد ، در همين موقع است كه قلب حركات منظم خود را آغاز مىكند و تا زمان مرگ ادامه مىدهد .
قلب ، تنها عضوى از بدن است كه هرگز از بار وظيفه شانه خالى نمىكند و حتى در تنبلترين انسانها نيز دائماً در حال تپش مىباشد ، قلب جنين سه هفتهاى در هر ثانيه يك بار مىزند ، بعد از تولد ، نبض نوزاد شدّت يافته هر دقيقه تا صد و چهل بار به تپش درمىآيد ، خوشبختانه در اثر رشد تدريجى از اين شدت كاسته مىشود .
نبض انسان بالغ به هنگام استراحت هر دقيقه هفتاد و شش بار مىتپد و در زمان كار و فعاليت صد و پنجاه در صد افزايش مىيابد .
اين بدان معناست كه در طول صد سال عمر قلب انسان ، حدود پنج هزار ميليون بار به حركت درمىآيد ، چنين رقمى ما را به تعجب وامىدارد كه چگونه قلب هيچگاه خسته نمىشود و تا زمانى كه سالم است از عهدهء وظايف خود برآمده و حتى يك لحظه هم دست از كار نمىكشد .
سوخت و ساز بدن انسان در مقايسه با جانوران خونگرم از تكامل كمترى برخوردار است ، نكته اينجاست كه مقدار سوخت و ساز با اندازهء بدن نسبت معكوس دارد ، به همين دليل موجودات كوچكتر بايد به ازاى هر گرم از وزن خود گرمايى بيشتر از انواع بزرگتر توليد كنند .
سوخت و ساز آنها شديدتر و در نتيجه ، قلبشان نيز بايد به شدّت بيشترى بتپد ، در حقيقت هر چه حيوان كوچكتر باشد قلبش با سرعت بيشترى كار مىكند .
براى مثال ، قلب نهنگ به وزن 150 تن 7 بار ، قلب فيل به وزن 3 تن 46 بار قلب