[ وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى ]
« 1 » .
و اين كه براى انسان جز آنچه تلاش كرده [ هيچ نصيب و بهرهاى ] نيست .
بايد بدانيم كه نقطهء اميد صحيح مربوط به بعد از عمل ، يا در رابطهء با وقت توبه و ترك تمام گناهان است ، آرى ، كسى كه واجبات حق را ادا كرده و از گناه خوددارى نموده ، يا كسى كه با جرّقهء الهى بيدار شده و به تمام معنا توبه كرده و از هر گناهى كه به آن آلوده بوده دست برداشته ، چنين كسى بايد اميد به رحمت حق داشته باشد ، آيات و روايات هم ، اميد اين دو گروه را صحيح مىداند .
در طول تاريخ قومى بودند كه بر تمام عبادتها مواظبت داشتند و امرى از اوامر حضرت دوست را از دست نمىگذاشتند ، دلهاشان از خوف مقام حضرت حق مالامال بود ، طول روز و شب را در طاعت حق بودند ، در تقوا و ترس از عذاب پافشارى داشتند ، از بند شهوتهاى غلط آزاد مىزيستند ، در خلوت شب غرق در گريه بودند و پس از اين همه جهد و كوشش و پاكى و خلوص اميد به رحمت حق داشتند ، سزاوار است كه ما از اين بزرگواران كه در رأس آنها انبيا و امامان و اولياى حق بودند پيروى كنيم ، نه مانند گروهى كه خود را از عذاب در امان دانسته و خوش و خرّم روزگار مىگذرانند ، اطمينان عجيبى به نجات خود دارند و بر خويش با آن همه آلودگى نمىترسند ، از همه طرف آلوده به گناهند و همانند ماهى دريا در دنيا غرقند و به تمام معنى از حضرت حق اعراض دارند ، آن گاه مىگويند : به رحمت و كرم حق اميدواريم ، اينان تصور مىكنند آنچه دربارهء كرم و رحمت حق مىدانند ، انبيا نمىدانند تا به مردم خبر دهند ! !
آه آه ! اينان كجا و صالحان از عبّاد خدا كجا ، آنان كه تمام عمر را به پاكى
هامش
( 1 ) - نجم ( 53 ) : 39 .