بِما كانُوا يَكْفُرُونَ ]
« 1 » .
و كسانى كه دينشان را بازى و سرگرمى گرفتند ، و زندگى دنيا آنان را فريفت ، و اگذار ؛ و [ مردم را ] با قرآن اندرز ده ؛ كه مبادا كسى [ در روز قيامت ] به [ كيفر ] آنچه [ از گناهان ] مرتكب شده [ از رحمت و ثواب ] محروم ماند [ و به هلاكت سپرده شود ] ؛ و او را جز خدا سرپرست و ياور و شفيعى نباشد ؛ و اگر [ براى رهايىاش از عذاب ] هر گونه عوض و فديهاى بدهد از او پذيرفته نشود . آنانند كه به سبب آنچه [ از اعمال زشت ] مرتكب شدهاند [ از رحمت و ثواب ] محروم مانده [ و به هلاكت سپرده شده ] اند . و به خاطر آن كه همواره [ به آيات الهى ] كفر مىورزيدند براى آنان نوشابهاى از آب جوشان و عذابى دردناك است .
معارف الهى و مسئلهء غرور
مسئلهء غرور كفار و اعجاب آنان به كثرت مال و منال و اولاد و خدم و حشم و عشيره و اقارب ، كراراً در قرآن مجيد و روايات نقل شده و اين صفت مولّد كبر شناخته شده و كبر ، مولّد بسيارى از گناهان و معاصى .
كبر كفّار از طرفى در برابر خلق خدا قرار گرفته ، تا جايى كه خود را از همه بالاتر دانسته و عباد حق را در همهء شؤون كوچك شمرده و آنان را مخلوقى در راه خدمت به خود به حساب مىآورند و از اين طريق نسبت به عباد حق ، آنچه بتوانند تاخت و تاز كرده و تا مرحلهء فرعون شدن و شدّاد و نمرود و معاويه و يزيد و چنگيز و تيمور
هامش
( 1 ) - انعام ( 6 ) : 70 .