نداريم ، بر ما بيچارگان و ضعيفان رحمتآور و دست ناتوان را بگير و از شر هر گناهى به خصوص ، گناهان زبان حفظ فرما و قفل خاموشى از غير حق براى ابد بر زبان ما بگذار .
اين بندهء خطاكار در مقام مناجات با حضرت حق و التماس به پيشگاه با عظمت دوست و بارگاه رحمت حضرت يار عرضه داشتهام :
اى كرمت روشنى زندگى * بندگيت چشمهء پايندگى
ارض و سما جمله زمين بوس تو * نغمهء عشق است زناقوس تو
لذت عالم همه در ياد تست * خاطر عشاق درت شاد تست
گلشن عالم زتو دارد صفا * درد همه از تو رسد بر شفا
درد من اى دوست گناه من است * سوى عنايات تو راه من است
گر نپذيرى چه كند بندهات * چيست بگو چارهء شرمندهات
زنگ گنه بر دل من چيره بين * روز مرا از سيهى تيره بين
دامن آلودهء من ننگ من * واى بر اين صلح من و جنگ من
كاش نبودم به جهان اى حبيب * تا كه نمىگشت گناهم نصيب
اى غم تو روشنى شام من * محو كن از بزم گنه نام من
كام مرا داروى غفران بريز * آبرويم پيش پيمبر مريز
بار گنه پاك كن از نامهام * مغفرت خويش نما جامهام
غرقهء درياى كرم كن مرا * مرغ نواخوان حرم كن مرا
داغ غمت بر دل مسكين گذار * تا كه بنالد به درت زارزار