عمل : زبانى را پايين آورده و به عقب مىكشاند و در نتيجه آن را كوتاه مىنمايد .
عصب : شعبهاى از عصب زير زبانى .
9 - عرضى
عضلهاى است نازك كه عرضاً از خط وسط تا كنار زبان كشيده شده است .
شخص چند ساعتى غذا نخورده باشد سفيد يا سفيد زرد رنگ است .
حبّههاى زبان
سطح مخاط زبان صاف و هموار نيست ، بلكه داراى برآمدگىهايى است به نام حبّهء زبانى كه بر حسب شكلشان به چند دسته تقسيم مىشوند از اين قرار :
1 - حبّههاى كاسى شكل كه حجمشان از ساير حبهها بزرگتر و در وسط هر يك ، برآمدگى مدورى است كه دور آن را نيز شيارى احاطه نموده است ، عدّهء آنها معمولًا نُه است و در جلوى شيار انتهايى و محاذات آن قرار گرفتهاند و تشكيل هشت زبانى را مىدهند .
2 - حبّههاى قارچى شكل كه مانند قارچ است كه از سر حجيم و يك پايه باريكى تشكيل شده است ، عدّهء آنها يكصد و پنجاه الى دويست عدد است كه بيشترشان روى سطح فوقانى زبان در جلوى هشت زبانى پراكندهاند .
3 - حبههاى نخى شكل ، برآمدگىهاى استوانه يا مخروطى شكل فوق العاده كوچكى هستند كه از رأس آنها استطالهء نخى شكل متنوع مىگردد ، اين حبهها نيز در جلوى هشت زبانى واقعند .
4 - حبههاى نيم كروى - بسيار كوچك و در تمام مخاط زبان پخش مىباشند .
ساختمان مخاط زبان
اين مخاط علاوه بر عروق و اعصاب كه بعداً ذكر مىشود داراى قسمتهاى